تبلیغات
سایبان اندیشه - چشم انداز آینده ایران
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : احمد عباسی
نویسندگان
نظرسنجی
ضمن تشکر از بازدید حضرتعالی ،در صورت صلاحدید نظر مبارک خود را درج بفرمایید






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سایبان اندیشه
آسمان بسیار زیباست، اما بسی زیباتر است آن کس که این زیباترین سایبان را آفرید.




بعضی ها همیشه از دست جامعه اظهار شکایت می کنند

بعضی ها همیشه غر و لند می کنند

بعضی ها حتی از سر دلسوزی شاید،مشکلات و فسادها و کمبودها را با ذکر مثال بیان می کنند

بعضی ها چشم انداز خوبی برای آینده نمی بینند

و همیشه آیه یاس می خوانند (البته آیه ای به نام یأس که نداریم من نمی دانم این آیه را چه کسی اختراع کرده)

تفسیر اینها از زندگی تفسیری است سیاه

البته انکار فساد، جرم و جنایت و مشکلات تأثیر مثبتی بر روی ما ندارد اما سخن در مورد افرادی است که همه چیز همیشه در نظرشان تیره و تار است

سوالی که مطرح است این است که ذکر فساد و ذکر کمبود و ذکر دزدی ها و اختلاس ها و جنایت ها واقعا چه دردی را دوا می کند؟ چه سودی برای خود ما و اطرافیانمان و جامعه ما دارد؟! به یک مثال توجه فرمایید: عده ای برای تفریح به باغی وارد می شوند، شب همه مشغول شب نشینی و شادی هستند یک مرتبه چراغ ها خاموش می شود و برق قطع می گردد و تاریکی همه جا را فرا می گیرد. افرادی که برای تفریح دور هم جمع شده اند به چند دسته تقسیم می شوند. عده ای این اتفاق را نوعی خشم و غضب الهی قلمداد می کنند و می گویند اگر آن وقتی که گفتیم رقص و پای کوبی را تعطیل کنید و موسیقی مبتذل را خاموش کنید این کار را می کردید، برق باغ هم همچنان روشنایی بخش محفل ما بود پس این انتقام خدا یا تأدیب خداست و لاجرم حق ماست که با این حرمان مواجه شویم. عده ای دیگر می گویند این قضیه ارتباطی به مسائل معنوی و متافیزیکی ندارد شاید یک اتصالی موجب قطع برق گردیده و یا شاید اداره برق بر حسب جدول زمان بندی امشب برق باغ را قطع کرده اند و دو ساعت دیگر برق وصل خواهد شد. عده ای دیگر که شاید دو پیر زن و یک پیر مرد جمع هستند خوابیدن و از شرّ تاریکی به خواب پناه بردن را بهترین تصمیم می دانند آنها می گویند این بحث ها فایده ای ندارد و فقط وقت ما را تلف می کند ما اگر به لطف بی برقی زودتر بخوابیم هم نماز صبحمان قضا نمی شود و هم فردا روشنایی روز است و بالاخره یک فکری برای شب بعد خواهیم کرد.تا اینجا سه گروه با سه نوع فکر مشخص شدند اما گروه چهارم و در واقع اخرین دسته از افراد کسانی بودند که حرفهای جمع را شنیدند و به همه احترام گذاشتند و کسی را هم به خاطر طرز فکر و تصمیم اش محکوم نکردند اما دست روی دست نگذاشتند و به دنبال روزنه ای برخاستند گفتند اولا تلفن می زنیم به اداره برق این منطقه تا مطمئن شویم قطع برق علت بیرونی دارد یا علت خارجی ثانیا به صاحب باغ هم تلفن می زنیم تا وضعیت برق باغ را برای ما تشریح کند ضمن اینکه با باغ های مجاور هم می شود ارتباط برقرار کرد خلاصه هر کدام مشغول کار و تلاش شدند و به وظایف خود به درستی عمل کردند نتیجه آن شد که یکی از همسایه های باغ به آنها گفت قبض برق پرداخت نشده و برق شما پس از اخطارهای فراوان امشب قطع شده اما من یک موتور برق دارم و می توانم این چند روز آنرا در اختیار شما قرار دهم. نهایتا روشنایی به باغ آمد و شام خوشمزه زنهای فامیل زیر نور باغ با لذت خورده شد.

ما گاهی اوقات فکر می کنیم همه راهها بسته است و با نا امیدی فقط روزهای شوم و تاریک را به اطرافیانمان وعده می دهیم تمام جملاتی که در سایتهای مختلف وبلاگ ها روزنامه ها، رسانه ها و در کتابها و مجلات درج می شود ما را به صبر همراه با اقدام، مقاومت، تلاش ، امید و خلاقیت و ابداع و آفرینش فرا می خواند.

به راستی بعضی ها را چه می شود که این بیماری ناامیدی در وجودشان ریشه دار می گردد و همیشه همه چیز را با بد بینی و بد گمانی و سوء ظن تعبیر و تفسیر می کنند؟!

آیا دورانی که دانشمندان در آن زیست کرده اند دورانی بوده که حکومت وقت با آنها همراه بوده است؟ آیا دانشمندان روزگار در ناز و نعمت و امکانات خوب بسر می برده اند؟ آیا مورد بی مهری قرار نمی گرفته اند؟ آیا از رحمات آنها تقدیر و تشکر می شده است؟ آیا آن زمانها و در سایر ممالک استبداد و نبوده است؟ الان انصافا وضع ما به مراتب بسیار بهتر است.

روزگار ما علیرغم مشکلات موجود روزگار بسیار خوبی است روزگار رفاه، دانایی، تکنولوژی،امکانات و نظم و امنیت و روزگار زیبایی است. اگر دکتر  حسابی هم دوران خود را تیره و تار و خود را در برابر دورانش مفلوک و دست بسته می دید هیچ وقت دانشگاه تهران ساخته نمی شد هیچ وقت وزارت علوم وقت به توسعه دانشگاهها و رشته های دانشگاهی همت نمیگمارد و او هیچ وقت تنها شاگرد ایرانی انیشتین نمی شد.

ایرانیان عزیز و هم وطنان خوبم اختلاف و تفرقه و تحقیر و مچ گیری و نق زدن باعث آبادانی مملکت ما نخواهد شد ما میراث دار فرهنگی کهن، کشوری بزرگ و ملتی فهیم هستیم با همه مشکلات و کاستی ها وقتی جوانی بر روی سکوی پرافتخار میادین ورزشی مدال طلا در دست می گیرد همه ما اشک شوق در چشمانمان جمع می گردد و خود را در این افتخار سهیم می دانیم. بیایید و بیاییم مهر و مهربانی تولید کنیم بیایید به کشورمان خدمت کنیم بیایید دلسوز مملکت خود باشیم و بدانیم حلقه ای هستیم از سلسله حلقه های به هم پیوسته تاریخ و تکمیل کننده زحمات راد مردان ایران زمین از کاوه آهنگر گرفته تا امیر کبیر و امام خمینی و همه شهداء و جانبازان و ایثارگران. والعاقبه للمتقین

لذا یا باید راهی پیدا کرد یا آنرا ساخت و در جهت رشد و تعالی خود و جامعه گام برداشت. گامهای سترگ، محکم، با فکر و از روی آگاهی و امید و برای فردایی بهتر و تبعیت از ولایت و رهبر معظم انقلاب.

 فردا از آن ماست و ما بر سرنوشت خویش حاکم هستیم. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.این دل نوشته ها را امروز به همه ایرانیان در سراسر جهان تقدیم می کنم.

چه به لحاظ اعتقادی و چه به لحاظ علمی و محاسبات منطقی ایران در آینده کشوری خواهد شد که از حیث جنبه های علمی و سیاسی و قدرت ژئوپولتیک حرف اول را در جهان خواهد زد.

تمام حرفهایی که در مورد انزوا و ضعیف شدن ایران می زنند حرفهایی است که اطاق فکر صهیونیست ها آنرا از طرق مختلف به کشور و مردم ما القاء می کنند.

اگر ایران کشور رو به پیشرفتی نیست پس این همه دشمنی و خصومت برای چیست؟

اما بدا به حال برخی از ایرانیان که به خاطر علل و عوامل زیادی که اکنون جای بحث در مورد ان نیست، در خدمت رسانه های غربی و اهداف شوم دشمنان ما هستند من گاهی اوقات که این مرفهین بی درد را در شبکه های رسانه ای غربی میبینم که بعضا ادای انسانهای دلسوز را در می آورند تعجب می کنم چطور می شود شما در ممالک غربی و سایر کشورهای خوش آب وهوا و پیشرفته مشغول عیش و نوش هستید آن وقت برای مردم داخل کشور دل می سوزانید.اگر راست می گفتید می ماندید و به کشورتان خدمت می کردید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
شنبه 30 دی 1391 ساعت 22 و 38 دقیقه و 31 ثانیه
سلام
با با مردیم از خوشی ...یکی به دادمون برسه ......صبحونه را کی پایه ای احمد جون ...این باغه کجاست ناقلا ...بریم یه تابی بخوریم ...جوجه کباب ...نه گرون شده ...شاید تخم مرغ بشه تهیه کرد ...هستی ای دلربا ...ای رفاه ...سلام خدا !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر