آسمان بسیار زیباست، اما بسی زیباتر است آن کس که این زیباترین سایبان را آفرید.

آراستگی به ویژگیهای خداوند،پیامبر و امام معصوم

نویسنده :احمد عباسی
تاریخ:پنجشنبه 15 دی 1390-ساعت 08 و 41 دقیقه و 21 ثانیه

 

سه خصلت مومن از دیدگاه امام رضا علیه السلام

روایتی از امام رضا(ع) جلد 1 عیون الاخبار ص529 نقل شده که این روایت کاربرد فراوانی در زندگی تک تک ما دارد شخصی به نام حارث بن دلهاث می‌گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که می‌فرمودند: 

 لَا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى یَكُونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ: مومن، مومن نیست مگر در او سه خصلت باشد « سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ وَسُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ »

مومن باید خصلتی از خدا،خصلتی از پیامبر و خصلتی از امامش داشته باشد و اگر آراسته به این سه خصلت نباشد مومن نیست.

اما سنتی که از خدایش باید داشته باشد کتمان سرّ است «کتمان السر» سر خود را پوشیده نگه دارد همچنان که خدا سر بندگان را پوشیده می‌دارد.

کتمان سر دو نوع است، سرّی که در زندگی خانوادگی هر یک از بندگان هست و دیگران نباید از آن آگاه شوند. آنچه بر دیگران مخفی است سرّ زندگی من است هریك از ما در زندگی خویش پوشیده‌هایی داریم که نباید دیگران از آن آگاه شوند زیرا آگاه شدن آنها در بسیاری از موارد نه تنها مشکلی از مشکلات مرا حل نمی کند بلکه می‌تواند بر شدت آن بیفزاید، اما این نوع سرّ ظاهری است،

سرّ دیگر باطنی است به عنوان مثال حضرت حق نسبت به مومن الطافی را روا داشته که باید نزد مومن پنهان و پوشیده باشد و برای همیشه نزدش به عنوان سرّ باقی بماند گاهی خداوند کراماتی نصیب مومن می‌كند که دیگران ظرفیت پذیرش آن کرامات را ندارند، و یا حضرت حق مومن را در اموراتی محرم اسرار دیده از این رو الطاف خاص خود را در خلوتی و به دور از چشم همگان در اختیارش نهاده است. مومن وظیفه دارد تا این مکنونات را پوشیده و پنهان کند.

قرآن در آیه‌ی 26 و 27 سوره مبارکه جن می‌فرماید:« عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُكُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً» « داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد...»

این آیات می‌گوید: خداوند سبحان عالم الغیب است و غیب خود را بر احدی ظاهر نمی‌کند مگر کسی که او را پسندیده باشد مانند پیامبر(ص).

حرف اضافه‌ی «مِن» در این جا به عنوان مِن بیانیه به کار رفته است و بیان كننده‌ی پسند خداوند سبحان است. (إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏)

پیامبر(ص) اسرار مگوی فراوانی در دل داشتند که اجازه‌ی واگو کردن آن‌ها را نداشتند.

سنّتی که مومن باید از خدای سبحان با خود به همراه داشته باشد سرپوشی و پنهان کردن اسرار شخصی و اسرار الهی است چه بسیار اتفاق می‌افتد که انسان اسرار زندگی خود را برای نزدیکترین کسان خویش بیان می‌کند اما بعد از چندی از بیان آنها به شدت پشیمان و ناراحت است.

سخن تا گفته نشده باشد امکان مخفی کردن و پنهان ماندن را دارداما چون به اولین نفر گفته شود از حالت سرّ و راز خارج می‌شود و امکان دارد در جایی مطرح شود که صاحب سخن از مطرح شدن آن دل خوشی ندارد اما چون اشتباه اول را خود کرده است و به اصطلاح عامیانه خود کرده را تدبیر نیست دیگر کاری از دستش بر نمی‌آید.

در رابطه با اسرار الهی نیز حکایت همین است مومن اگر مومن باشد باید اسرار الهی در ظرف وجودیش چنان جای گیرد که قصد آشکار شدن و برملا شدن را نداشته باشند از این رو بسیار دیده می‌شود که مقداری از زندگی علمای بزرگ بعد از مرگشان از لابلای دست نوشته‌هایشان معلوم می‌شود آنها این دست نوشته‌ها را روزی برای خود نوشته‌اند از این رو وقتی عالمی از دنیا می‌رود و دیگران به دست نوشته‌های شخصی او پی می‌برند بسیار حسرت می‌خورند که در محضر چه کسی زندگی می‌کرده‌اند که توفیق شناخت حقیقی و واقعیش را نداشته‌اند اما چون به گفته‌ی روایت عالم مانند کوه استوار است در تمام حیاتش از الطاف خاص حضرت حق نسبت به خود پرده‌ای را کنار نمی‌زند و سخنی را نمی‌گوید از این روست گاهی اتفاق می‌افتد همراهان و اطرافیان عالم ربانی خود را هم سطح آن عالِم تلقی می‌کنند و بعد از مرگ می‌فهمند که چه فاصله‌ای میان آنها و میان عالم بوده است. همچنان‌که بلاتشبیه مردم زمان پیامبر(ص) می‌گفتند او مثل مردم می‌خورد، می‌آشامد، زندگی می‌کند در بازار راه می‌رود و افراد جاهل تفاوتی میان خود و پیامبر(ص) احساس نمی‌کردند اما حضرت خدیجه(س) که اهل معرفت بود تحمل دیدن حقیقت وجودی پیامبر(ص) را نداشت گفته‌اند روزی به اذن حق برای لحظه‌ای حجاب‌ها از جلو چشمان خدیجه(س) برای دیدن حقیقت وجودی پیامبر(ص) کنار رفت و خدیجه(س) بی‌هوش شد.

آنکس که اهل دل است می‌داند که در وجود عالم رازهایی نهفته است که اجازه‌ی ذکر و بیان آنها را ندارد و آنکه جاهل است عالم را چون خود فردی عادی می‌داند اولین نکته‌ای که در محضر علی بن موسی الرضا(ع) آموختیم کتمان سرّ است.

( البته قبل از آنکه خصوصیت پیامبر(ص) را برای مومن مطرح کنیم لازم است تذکر بدهم که موارد مشاوره و راهنمایی خواستن از یک بزرگتر فکری و عقلی از حیطه‌ی بحث خارج است زیرا ممکن است کسی مجبور شود اسرار زندگی خود را برای دیگری مطرح کند تا از او راهنمایی‌های لازم را بگیرد باید دقت داشت اختلاط موضوع نشود)

و اما سنتی که از پیامبر(ص) مومن باید داشته باشد مدارای با مردم است این سنّت از محدوده‌ی فردی فراتر می‌رود و جلوه‌ی اجتماعی به خود می‌گیرد انسان باید با مردم مدارا داشته باشد یا به عبارتی تحمل دیگران برای او امری مشکل و سخت جلوه نکند بلکه مدارای با دیگران را وظیفه‌ای از وظایف خود بداند.

پیامبر(ص) فرمودند: « عَلَیْكُمْ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَنِی بِهَا... »

سرآمد مکارم اخلاق مدارای با مردم است خداوند سبحان در آیات اول سوره‌ی مبارکه طه می‌گوید: «طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ » « ای پیامبر ما قرآن را نازل نکردیم که تو خود را به خاطر آن به اذیت بیندازی»

اگر به این آیه با دقت بیشتری توجه کنیم در می‌یابیم که مدارای با مردم از جانب پیامبر(ص) سبب شد تا خداوند سبحان این آیه را نازل کند زیرا پیامبر(ص) برای آنکه مردم را به حق دعوت کند بسیار صبور و با طمانینه عمل می‌کردند چندان در مقابل مردم صبوری می‌کردند و به اندازه‌ای جهالت‌های آنها را نادیده می‌گرفتند که خداوند سبحان این آیه را برای رهایی پیامبر(ص) نازل کرد.

در زمان پیامبر(ص) مردم از پشت بام خاکستر بر سر مطهر رسول الله(ص) می‌ریختند و شکمبه‌ی گوسفند را روی سر مبارک ایشان می‌انداخنتد اما پیامبر(ص) تنها یک جمله می‌گفتند خدایا! قوم من جاهل‌اند تو آنها را عفو کن.

قرآن در سوره‌ی مبارکه اعراف آیه 199 می‌گوید: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلین‏ » « (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان(و با آنان ستیزه مكن)! »

خداوند در این آیه به پیامبر(ص) می‌گوید از جاهلین اعراض کن به کار بردن فعل امر «اعرض» از سوی خدای حکیم بی‌علت نیست زیرا پیامبر(ص) حتی نسبت به جاهلین و غافلین نیز مدارا داشته‌اند از این رو خداوند سبحان می‌گوید: اعراض کن از جاهلین

امر سازش و مدارای با مردم امروزه در جامعه ما بسیار کم رنگ و رنگ باخته است. معمولا اگر افراد کسی را ببینند که به این سنت پیامبر(ص) عمل می‌کند از نظر آنها امر عجیبی است البته باید دقت داشت وقتی می‌گوئیم مدارا شامل حال همگان می‌شود هم مدارای با اهل خانه و خانواده، مدارای با دوستان و آشنایان، مدارای با همکاران و همسایگان و ... به عبارتی مدارا را به طور کلی می‌توان به دو قسم تقسیم کرد: مدارای خانوادگی و مدارای اجتماعی

مومن، مومن نیست اگر مدارای با مردم نداشته باشد. مدارای با مردم در میان اهل معرفت و خداشناس به چشم می‌خورد زیرا اگر حقیقتاً مومن باشد مردم را آیه‌ای از آیات حق می‌داند و باور دارد بی‌توجهی به مردم العیاذ بالله بی‌توجهی به خداست.

و اما صبر سنّت ولی و امام است. امام رضا(ع) می‌گوید « فاصبر بالبغضا و الضراء و السراء» مومن باید در انواع گرفتاریها صبر کند چه گرفتاریهای حسی، چه گرفتاری‌های ظاهری و چه گرفتاری‌های باطنی

اما رضا(ع) به آیه 177 سوره مبارکه بقره اشاره می‌کند: «...وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » « ... نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد؛ و(همچنین) كسانى كه به عهد خود-به هنگامى كه عهد بستند-وفا مى‏كنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند؛ اینها كسانى هستند كه راست مى‏گویند؛ و(گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزكاران! »

خداوند می‌گوید: والصابرین بالباساء و الضراء  صبر آن است که مشکلات و سختی‌ها کمترین اثری بر اعتقادات افراد نداشته باشد بلکه به گفته‌ی پیامبر(ص) باید خدا را در هر حال شکر کند زیرا پیامبر(ص) اگر از امری رنجیده خاطر می‌شدند می‌فرمودند:« الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَال‏ » «خدا را شکر در هر حالی»

با این توضیح می‌توان گفت: صبر یعنی مقاومت در دین. هر مومنی که در مشکلات صبورتر است از ایمان محکم‌تری بهره برده است.

اگر این روایت را یکبار دیگر از انتها به ابتدا مرور كنیم خواهیم گفت: مومن باید در مشکلات صابر باشد تا مدارای با مردم را از دست ندهد و هر چه بیشتر با مردم مدارا داشته باشد یعنی به عبارتی بیشتر با مردم در ارتباط باشد در می‌یابد که تنها یک کس محرم اسرار اوست و آن هم خدای باری تعالی است زیرا تنها اوست که از گوشه گوشه‌ی زندگی افراد خبر دارد و برای هر دردی درمان خاص آن را در اختیار بنده‌ی خواهان می‌گذارد.

با روایت ذکر شده هرکس می‌تواند خود را محک بزند که تا چه اندازه از نعمت ایمان بهره‌مند است و تا چه میزان بی‌بهره است.

در ص 524 عیون الاخبار ج 1 روایتی به گفته‌ی عباس بن حلال از امام رضا(ع) نقل شده است این فرد آزاد شده به دست حضرت است که تا آخر عمر غلام علی بن موسی الرضا(ع) باقی ماند از قول امام رضا(ع) می‌گوید: هرکس این دعا را صبح یا وقت مغرب بخواند در آن روز نمیرد مگر با توبه‌ای مقبوله 

«اللّهمّ إنّى أسئلك بإقبال نهارك و إدبار لیلك و حضور صلواتك و أصوات دعائك أن تتوب علىّ إنّك أنت التّواب الرّحیم.»

 1 - َ لَا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى یَكُونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ- سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ- فَالسُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ كِتْمَانُ سِرِّهِ- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عالِمُ الْغَیْبِ- فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً  إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ - وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُدَارَاةُ النَّاسِ- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ نَبِیَّهُ بِمُدَارَاةِ النَّاسِ- وَ قَالَ- خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ  وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر