تبلیغات
سایبان اندیشه - تکریم یا تحقیر بانوان؛ و تأثیر آن در توسعه یافتگی
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : احمد عباسی
نویسندگان
نظرسنجی
ضمن تشکر از بازدید حضرتعالی ،در صورت صلاحدید نظر مبارک خود را درج بفرمایید






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سایبان اندیشه
آسمان بسیار زیباست، اما بسی زیباتر است آن کس که این زیباترین سایبان را آفرید.




پوشش بانوان، نیازمند تغییر نگاه

در مقوله توسعه یافتگی آن چیزی که حائزاهمیت است و در ارزیابی توسعه همه جانبه ی جوامع نقش اساسی دارد،« اصل رضایت مندی شهروندان است » که بیش از سیاسی بودن یک عملکرد رفتاری ، روانی ، و حتی فکری است. این که شهروندان تا چه مقدار از وضع امور رضایت دارند؛ ارتباط نزدیکی با درجه توسعه یافتگی یک جامعه دارد. در کل رضایت مندی باعث می شود که انسانهای مطلوب و کارآتری در سطح جامعه رشد و پرورش یابند. به عبارت بهتر با انسان سرکوب شده ، هیچ توسعه ای امکان پذیر نیست. بنابراین انسان باید عنصر اصلی و محوری توسعه قرار گیرد

. با این مقدمه می خواهیم نگاهی به نحوه برخورد و چگونگی رفتاربا بانوان ایرانی بیاندازیم و ببینیم آیا با تحقیر زن ایرانی می توان به توسعه یافتگی دست پیدا نمود.

هر ساله در ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و یا در روز دوازدهم فروردین ،یعنی روزی که مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی رأی«آری»دادند، تصاویری از رسانه ملی پخش می شود که تعجب همگان را برمی انگیزد. بانوانی که با روسری و یابدون روسری در کنار سایر بانوان در حال رأی دادن بودند.

 

شاید آن رأی دهندگان آزاد نمی دانستند چه روزهایی در انتظارشان است.روزهایی که گشتهایی با نام کمیته انقلاب اسلامی،گشت جندالله، گشت ثارالله،ضابطین امر به معروف وبعدها ستاد احیاء امر به معروف ونهی از منکر و اخیرا گشت های ارشاد، یک « زن » را به خاطر پیدا بودن موهایش بغل می کردند و به ماشین می انداختند و اگر هم مقاومت می کردند با ضرب و شتم برادران مواجه می شدند.

ایران کشوری است که به گواهی اسناد و مدارک و متون تاریخی و وجود هزاران سنگ نوشته و دلیل و نشانه از شعر و نقاشی گرفته تا دیگر آثار برجای مانده، زنانش همواره در حُجب و حیاء و متانت شهره ی عالم بوده اند و همیشه با عریان بودن و بی بند و باری آنهم از نوع غربی مخالف و نوعی وقار همراه با جلال و مجدی که مورد رشک دیگران بود و آنها را در هاله ای از معصومیت قرار می داد،به چشم می خورد.

اگر چه امروزه وضع آشفته ای بر نوع پوشش، و رفتار برخی از زنان جامعه حاکم است و این خود معلول علل و عوامل متعددی است اما آنچه واضح و مبرهن است آن است که تحمیل نوع خاصی از پوشش به بانوان، خلاف حق انتخاب و آزادی آنهاست.

 زنان ایرانی نیز مانند سایر زنان دنیا باید بتوانند خود تصمیم بگیرند که چه نوع پوششی داشته باشند.

در جایی که در پذیرش اصل یک دین هیچ زور و اجباری نیست (لا اکراه فی الدین)چگونه می توان پذیرفت در پذیرش نوع و شیوه پوشش اجبار و اکراه وجود داشته باشد.

ضمن این که حتی در کشور های مسلمان مانند لبنان، عراق، ترکیه،مصر،فلسطین،سوریه ،مالزی و.... دهها مدل و روش برای آن دسته از بانوانی قرار دارد که می خواهند با حجاب باشند. و هیچگونه اجباری برای گزینش نوع خاصی از پوشش ندارند.اما در ایران فقط چادر نمونه کامل و بارز حجاب تلقی می شود! آیا این درست است که ما مردها را محکوم به پوشیدن یک نوع از لباس کنیم؟پس چه فرقی بین زن و مرد است انها هم باید بتوانند هر نوع پوشش و لباسی را که دوست دارند( البته با در نظر گرفتن شرایط و شأن ایران و ایرانی)استفاده کنند.

 چرا  قشر مذهبی ما تا این حد باید در امور زنان باریک شوند و به جای پرداختن به رشد و تعالی خود و جامعه و خدمت به آحاد مردم؛ توجه آنها به جسم بانوان معطوف شود و تا این حد ظاهر بانوان مهم تلقی شود؟!!چرا باید روحانی ما، مسسول ما، مدیر ما به جای توجه به مشکلات اقتصادی،معیشتی،فقر،اعتیاد،کودکان خیابانی،بی عدالتی، ریخت و پاش های ادارات، تحریم ها، محدودیت های سینماگران،معضلات فرهنگی،کمبودهای علمی و امکانات در روستاها و دهات دور افتاده،افراطی گری و کاستی های دیگر بپردازد به موی خانمها! این واقعا مسخره نیست؟ این نوعی عقب گرد به دوران گذشته ای که در آن اسب و الاغ بود و خبری از تکنولوژی نبود نیست؟!اگر سایر ممالک دنیا هم اینگونه بودند تصور نمیکنم هیچ گونه اختراع و اکتشاف و رشد و پیشرفت بوجود می امد. خدا لطف کرده است که همه مردم دنیا مسلمان و شیعه نیستند ان وقت معلوم نبود نوع بشر چگونه زیستنی داشت.

بنابراین، خود این حالت، یعنی حالتی که در آن مردان و زنان تمام فکر و ذکر و هم و غمشان مصروف به پوشش زنان و اندام آنان باشد،نوعی عقب ماندگی فرهنگی است.

شما ببینید اگر در جوامع پیشرفته که با اختراعات و اکتشافات خود به بشریت خدمت کرده اند،از صبح تا شب می نشستند و به این موضوع می پرداختند که موی خانم ها پیداست یا شلوارشان کوتاه است و یا لاک ناخن آنها مردان را تحریک می کند! آیا این پیشرفتها صورت می گرفت؟!

 اما سوال دیگراینجاست؛چرا علیرغم این همه تبلیغات، زور و اجبار و خشونت و صرف هزینه های هنگفت در ساخت برنامه در رسانه ها و صدا و سیما و اعمال محدودیت های فراوان، وتبلیغ حجاب و استفاده از زور و قانون و سخنرانی و امر به معروف،روز به روز آمار تجاوز و خیانت و فحشاء در حال ازدیاد است؟!!!چرا در گوشی موبایل اکثر جوانان این قدر صحنه های سکس از دختران و زنان ایرانی باید موجود باشد. چرا زنهاحتی در حریم شخصی خود احساس امنیت نمی کنند ؟پس چرا مجالس وعظ و خطابه و نماز جمعه و روضه خوانی و و اعتکاف و محرم و صفر و دهه فاطمیه و صادقیه شما را به اهدافتان نرسانده است؟

آیا وقت آن نرسیده است نگاه خود را به دنیا عوض کنیم به زنان جامعه خود احترام بگذاریم و این قدر آنها را تحقیر نکنیم و به آنها فرصت شکوفایی و رشد بدهیم تا با رهایی از این وضع اسفناک بتوانند خوب ورزش کنند، خوب شادی کنند، خوب تحصیل کنند، خوب زندگی کنند و خوب مادری کنند و از افسردگی شدیدی که دامنگیر تمام زنان ایران و ناشی از سخت گیری در مورد پوشش آنان و اسفاده از رنگ سیاه است نجات یابند.

 البته افکار پوسیده، متحجر و متعصب و عقب مانده که میخ هم در ذهنشان فرو نمی رود چه رسد به حرف، از جمله موانعی هستند که سر راه هر اصلاحاتی قرار دارند.لکن باید روشن گری کرد و برای اصلاح وضع موجود، تلاش.

 

بطور کلی حساسیت روی برخی از امور باعث تشدید آن است. این که ائمه جماعات، نیروی انتظامی، نمایندگان مجلس، صدا و سیما و سایر نهادها به کرات بر روی پوشش بانوان تکیه می کنند و اصرار می ورزند شاید اثر معکوس داشته باشد و در زنان نوعی مقاومت منفی ایجاد کند

نکته دیگر آن است که متاسفانه دیدگاههای جنسیتی در ایران از مدل مطلوبی تبعیت نمی کند . گاه شاهد تسامح و تساهل در این حوزه هستیم و گاه شاهد تصمیم های سطحی و رفتارهای افراطی، در بین اندیشمندان و جامعه شناسان هم نظرات متفاوتی دیده می شود که برخی متأثر از فرهنگ غرب و برخی ناشی از عافیت طلبی و محافظه کاری و یک سو نگری است.

تا کنون صاحب نظران و مسوولین و مدیران کشور جز نفی هر گونه ارتباط بین دختر و پسر و ترس از آتش جهنم راه کاری برای تمرین ارتباط و تعامل دو جنس ارائه نکرده اند.

این در حالی است که دختران و پسران جامعه ما برای برقراری انواع ارتباطهای موجود (صحیح و ناصحیح ) تا الان منتظر نظر کسی نمانده اند و از این رو گاهی اوقات رفتارهای شنیع و دور از شأن انسانی بر اثر نبود آموزش و اعتدال در جامعه در تعامل آنها دیده شده است.

 

ما در کشورمان روز به روز به دنبال جدا سازی زن و مرد در همه مکانها و زمانها هستیم، و هیچگاه به این موضوع فکر نکرده ایم که بالاخره کی و کجا و چگونه دختران و پسران باید با هم تعامل داشته باشند، مگر آنها لولو هستند. بالاخره کی باید یاد بگیرند که :

نگاه انسانی به یکدیگر داشته باشند

یاد بگیرند که :

خویشتن دار باشند

یاد بگیرند که :

برای چه چیزی در کنار هم هستند؟ برای به نمایش گذاشتن شخصیت خود یا به حرکت در آوردن هوا و هوس خود؟!!!

یاد بگیرند که :

زود دست و پای خود را گم نکنند. زود شرافت خود را فراموش نکنند و زود یادشان نرود که در محضر خدا هستند

یاد بگیرند که :

هنگامی که با جنس مخالف مشغول انجام کاری بوده و به اصطلاح همکار هستند، به لذت بردن جنسی نیاندیشند و خود را تحقیر نکنند.

یاد بگیرند که :

خود را کنترل کنند و اثبات کنند که زنان و مردان می توانند با سهولت و صمیمیت در کنار هم کار کنند اما از مسیر و راه اعتدال خارج نشوند.

این ها نیاز به تمرین و فرهنگ سازی دارد آن هم از کودکی ،نباید دختر و پسر همیشه لولو باشند و از هم بترسند، نباید باغ بانوان و...درست کرد تا این که پسران همیشه فکر کنند که در این باغ چه می گذرد و در آرزوی ورود به آن باشند. نباید درفیلم های ما همیشه حضور دو جنس مخالف در کنار هم منجر به خواستگاری و ازدواج شود.

بنابراین راه کارهای فوق می تواند جامعه ما را در جاده اعتدال نگه دارد و باعث شود زنان از حیث پوشش مانند مردان مختار و آزاد باشند و در عین حال مردان و زنان صحنه اجتماع را به کانون فساد و هرزگی تبدیل نکنند و همه لذت ها و کامجویی ها و ارضاء غریزه جنسی محدود شود به ازدواج و در چهارچوب کانون خانواده.

اسلام دین تعادل و تعالی است باید قرائت و تفسیر خود را از دین تغییر دهیم.

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 شهریور 1390 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ساعت 22 و 14 دقیقه و 15 ثانیه
من هم با نظر شما موافقم .
امیدوارم فیلترتون نکنن.
پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 20 و 12 دقیقه و 12 ثانیه
سلام
مقاله به جایی و زیبایی بود
و یک جمله به ذهنم خطور کرد:
نرود میخ آهنین در سنگ!
فکر کنم همین روزا فیلتر بشید!
شاد و پیروز باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر