تبلیغات
سایبان اندیشه
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : احمد عباسی
نویسندگان
نظرسنجی
ضمن تشکر از بازدید حضرتعالی ،در صورت صلاحدید نظر مبارک خود را درج بفرمایید






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سایبان اندیشه
آسمان بسیار زیباست، اما بسی زیباتر است آن کس که این زیباترین سایبان را آفرید.




برای شاد بودن


 

In Order to Be Happy

In order that people may be happy in their work , those three things are needed: They must be fit for it. They must not do too much of it. And they must have a sense of success in it.

Ruskin

 

برای آنکه مردمان در کار خویش خرم و خندان باشند سه شرط لازم است : نخست آنکه باید آن کار مناسب و درخور توان و استعداد ایشان باشد دوم آنکه در آن کار افراط نکنند و بیش از حد بدان نپردازند و سوم آنکه باید نوعی احساس موفقیت در دلشان نسبت به آن کار احساس شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

سه شوق ساده ،ولی قاهر و نیرومند ،

بر زندگی من فرمان رانده اند:



یکی سودای عشق


یکی طلب دانش


و دیگر احساسی تحمل ناپذیراز شفقت و


همدردی با آلام بشری


برتراند راسل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ!

گل بکاریم

ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ؛ 
ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ...

ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ...
ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺍﺳﺖ!

ﮔﻞ ﺑﮑﺎﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺎﺩ!
ﺗﺎ ﻣﺠﺎﻝ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ، ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺸﻮﺩ.

ﺑﯽ ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ،
ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ، ﻫﺮﮔﺰ
ﺁﺩﻡ، ﺁﺩﻡ ﻧﺸﻮﺩ ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 بهمن 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
امروزه اکثر مردم از سردرد رنج میبرند. اما هر سردردی با سردرد دیگر متفاوت است. دانشمندان تا کنون بیش از دو هزار نوع سردرد با علت های مختلف کشف کرده اند.
سردرد ها گاهی خوب است چون چراغ قرمز بدن است. سردرد علامتی است و نشانه ای است از وجود یک بیماری در واقع بدن به وسیله سردرد به شما هشدار می دهد که قسمتی از مغز یا اعصاب دچار اختلال شده است
خوردن قرص در چنین مواقعی یعنی خاموش کردن علامت قرمز بدن و بی اعتنایی به هشدار مغز
نکته دیگر آنست که سردرد همانطور که گفتم علل و عوامل زیادی دارد. اگر ریشه سردرد خود را پیدا کنید درمان آن راحت تر است مثلا کم خوابی یا بدخوابی باعث سردرد است و راه آن خوردن قرص نیست راه آن تامین خواب و استراحت بدن است.

اما افرادی که میگرن دارند درمان آن راحت است
من با بسیاری از پزشکان صحبت کرده ام راه رهایی از سردرد های میگرنی داشتن یک زندگی آرام منظم و مرتب است
میگرنی ها باید خوابشان و استراحتشان و خوراکشان سر وقت و سر ساعت باشد. نباید در آفتاب زیاد باشند نباید شوکی به آنها وارد شود نباید حرص و جوش بخورند و نباید برخی از غذاها و میوه ها را مصرف کنند مانند موز پیاز پنیرمانده سیگار مشروبات الکلی( انواع آن) گرمای زیاد خوردن غذاهای سرد مانند ماهی و بادمجان و ماکارونی و غیره

ناگفته نماند تحقیقات کارشناسان نشان می‌دهد آسپیرین می‌تواند درد ناشی از میگرن را در بسیاری از بیماران کاهش دهد و باید به عنوان اولین راه حل کاهش درد برای میگرنی‌ها مورد استفاده قرار بگیرد.
محققان متوجه شدند مصرف آسپرین در بیش از نیمی از بیماران مبتلا به میگرن در کاهش درد موثر بوده است و در یک چهارم موارد درد بیماران را به طور کامل برطرف می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

10راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه

یک تحقیق میدانی نشان داده که ۳۹ درصد آمریکایی‌ها طی یک هفته‌ای که پشت سر گذاشته‌اند حداقل یک وسیله را اشتباه برداشته‌اند یا در جای عوضی قرار داده‌اند؛ به عبارتی، حواس‌پرتی داشته‌اند.
درست نیست اگر این را فقط تقصیر کهولت سن بگذاریم چون خیلی از افرادی که دچار حواس‌پرتی می‌شوند، سنی ندارند، جوان هستند و فقط به خاطر عدم تمرکز، مشغله‌های زیاد و غیره هست که خطاهایی مثل این را مرتکب می‌شوند. تحقیقات مشخص کرده که در مقایسه‌ی افرادی که بین ۱۸ تا ۳۴ ساله هستند با افراد ۵۵ ساله، آن‌ها بیش‌تر فراموش می‌کنند که امروز چه روز و تاریخی هست (۱۵ درصد در مقابل ۷ درصد)، بیش‌تر کلیدها را جا می‌گذارند (۱۴ درصد در مقابل ۸ درصد)، ناهارشان را جا می‌گذارند (۹ درصد در مقابل ۳ درصد) و حتی یادشان می‌‌رود که دوش بگیرند (۶ درصد در مقابل ۲ درصد). عجیب هم نیست، چون ما تا حد زیادی وابسته به موبایل و لپ‌تاپ و انواع اپلیکیشن‌های یادآوری هستیم.

۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه

اما این مساله جای نگرانی ندارد. یادآوری و فراموش نکردن یک مهارت است که با تمرین‌های خاصی تقویت می‌شود.

در ادامه ۱۰ راهکار برای تقویت حافظه و به خاطر سپردن کارها را به شما توضیح می‌دهیم:

۱. به موضوع‌ها توجه کنید

بهترین راه، ساده‌ترین است: فقط به موضوع‌ها توجه کنید. وقتی ذهن شما به هزار موضوع می‌پرد، کارایی‌اش را از دست می‌دهد و ضعیف عمل می‌کند. به این ترتیب سخت‌تر چیزها را به یاد می‌آورد. هرچه بیش‌تر توجه کنید، راحت‌تر به یاد می‌آورید.

۲. تصویرسازی کنید

از چیزی که قرار است به خاطر بسپارید، یک تصویر در ذهن‌تان بسازید. بخش گسترده‌ای از مغز، در قالب بصری کار می‌کند پس ثبت اطلاعات تصویری خیلی موثر است.

۳. موضوع را تکرار و تکرار کنید

چیزی که می‌خواهید فراموش‌تان نشود را چندین و چند بار پیش خودتان تکرار کنید. این راهکار در به خاطر سپردان مکان، افراد و اشیا تاثیر فوق‌العاده‌ای دارد.

۴. بپرسید که چرا باید این موضوع را به خاطر بسپارید

داشتن یک دلیل و توجیه باعث می‌شود که موضوع بیش‌تر در ذهن جا بگیرد و زودتر به یاد آورده شود.

۵. یک فهرست تهیه کنید

چیزهایی که می‌خواهید یادتان بماند را بنویسید. دسته‌بندی آن‌ها باعث می‌شود که راحت‌تر برای‌تان یادآوری شوند.

۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه

۶. تداعی کنید

ایجاد مصداق‌ها و ساختن تداعی‌ها ذهن شما را تقویت می‌کند. ارتباطی بین موضوع‌ها پیدا کنید و این را به یک بازی تبدیل کنید. مثلا به جای «مهمان امشب از موسیقی کلاسیک خوش‌اش نمی‌آید» پیش خودتان بگویید «طرف اگر بتهوون و موتسارت را ببیند، با کلاشینکف تکه تکه‌شان می‌کند.»

۷. موضوع را کوتاه کنید

ظرفیت حافظه‌ی کوتاه‌مدت، محدود است. اطلاعات پیچیده را به صورت عبارت‌های کوتاه و کوچک دربیاورید؛ مخصوصا عددها هر قدر کوتاه‌تر باشند، بهتر در ذهن می‌نشینند. تا حالا شده یک شماره تلفن را این‌طور بخوانید: شصت و پنج میلیون و دویست و سی و نه هزار و چهارصد و هفت؟

۸. از لغات کلیدی استفاده کنید

این شیوه به خصوص در مورد متن‌های نسبتا طولانی یا لیست‌ها کاربرد دارد. این کار مثا برچسب زدن (Tag) است.

۹. موضوع را برای کسی تعریف کنید یا به کسی آموزش بدهید

موضوع را برای کسی تعریف کنید یا شروع کنید به آموزش آن. می‌بینید که خیلی خوب در ذهن می‌نشیند و دیرتر فراموش‌تان می‌شود.

۱۰ راهکار هوشمندانه برای تقویت حافظه

۱۰. شیوه‌ی قیاس منطقی را به کار ببرید

موضوع را در کنار حروف، الگوها، ایده‌ها یا تداعی‌ها قرار بدهید که رابطه‌ی منطقی با هم داشته باشند. می‌توانید با حروف، یک متن قافیه‌دارد یا کلمه‌ای بسازید که دیرتر فراموش‌تان می‌شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
   
و خدا زن را از پهلوی چپ مرد آفرید نه از سر او، تا فرمانروای او گردد نه از پای او، تا لگدکوب امیال او گردد بلکه از پهلوی او، تا برابر او باشد و از زیر بازوی او، تا در حمایت او باشد و از نزدیک ترین نقطه به قلب او، تا معشوق او باشد.
شاعر گمنام   
منبع:  کتاب "در قلمرو زرّین از استاد الهی قمشه ای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()


برای شاد بودن

جان راستین

 

In Order to Be Happy

In order that people may be happy in their work , those three things are needed: They must be fit for it. They must not do too much of it. And they must have a sense of success in it.

Ruskin

 

برای آنکه مردمان در کار خویش خرم و خندان باشند سه شرط لازم است : نخست آنکه باید آن کار مناسب و درخور توان و استعداد ایشان باشد دوم آنکه در آن کار افراط نکنند و بیش از حد بدان نپردازند و سوم آنکه باید نوعی احساس موفقیت در دلشان نسبت به آن کار احساس شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
زن بودن

زن بودن عنوان کتابی است که خانم تونی گرنت نویسنده آمریکایی ان را نوشته است اگر میخواهید خلاصه و چکیده کتاب را بخوانید من در زیر به بخشهایی از این کتاب اشاره کرده ام اما بهتر است این کتاب را بخرید و همه ان را مطالعه کنید.

زن بودن : «به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید»

نویسنده: تونی گرنت

مترجم: فروزان گنجی‌زاده

ناشر: نشر ورجاوند

كتاب زن بودن بیان چگونگی دور شدن زنان جوامع صنعتی و مدرن معاصر از سرشت و فطرت طبیعی خود است. تونی گرنت نویسنده كتاب با تأكید بر نقش ابزاری زن در جوامع سرمایه‌داری كلان، ضمن انتقاد از شعارهای جنبش فمنیستی و انقلاب جنسی پیامد و تأثیر آن را بر روح و روان زن و انحطاط خانواده نشان می‌دهد. نویسنده چهارگونه شخصیت در جهان معاصر را برای زن تصویر می‌كند؛ زن مادونا، آمازون، مادر و معشوقه و سپس به بررسی دقیق هریك از این ابعاد می‌پردازد او معتقد است زن امروزی به صورت یك زن آمازون درآمده كه از طبیعت ملایم و لطیف خود دور افتاده است و اكنون نیازمند است تا زنانگی گم شده‌اش به ویژه جنبه‌های مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش را باز یابد وی در نهایت زنی را كامل می‌داند كه در طول دوره حیاتش همه جنبه‌های روانی خود را تجربه كند و در هم بیامیزد

.

این كتاب مشتمل بر 9 فصل است كه گزارشی اجمالی از آن تقدیم خوانندگان محترم می‌شود.

فصل اول: دروغ بزرگ آزاد سازی

جنبش فمنیستی در آغاز به زنان وعده‌های هیجان‌انگیز و اغوا كننده داد به گونه‌ای كه عده‌ای از زنان شوهر و فرزندانشان را ترك كردند و وعده‌ای در پی دستیابی به حرفه یا علایق شخصیِمتعلق به خود فكر ازدواج و تشكیل خانواده را از ذهن بیرون كردند این تأكید بر خودكفایی و فرد گرایی باید كیفیت زندگی زنان را ارتقا می‌داد و حق انتخاب‌ها و روابطشان با مردان را بهبود می‌بخشید اما اكنون بعد از گذشت چند دهه، زنان با این حقیقت مواجه شده‌اند كه نمی‌توان به وعده‌هایی كه فمنیسم و آزادی نوید داده بود اعتماد كرد.

نویسنده در این فصل، وعده‌ها و اسطوره‌های تحقق نیافته‌ای كه عناصر افراطی انقلابات فمنیستی تبلیغ كردند را بررسی می‌كند:

دروغ بزرگ شماره یك: زنان نه تنها می‌توانند بلكه باید از پس آنچه كه مردان انجام می‌دهند برآیند.

* این شعار زن معاصر را وادار ساخته تا به گونه‌ای وظیفه مضاعفِ اَبرانسانى، كه غالباً او را فرسوده و ناتوان و تنها رها می‌كند، تن در دهد.

دروغ بزرگ شماره دو: مرد و زن اساساً همانندند.

* در صورتیكه مردان و زنان نه تنها از لحاظ بیوزیست شناختی بلكه از نظر روان‌شناختی نیز با یكدیگر فرق دارند.

دروغ بزرگ شماره سه: موفقیت بر جذابیت می‌افزاید. این عقیده عنوان می‌كند، جذابیت یك زن در نزد مردان به همراه موفقیت‌هایش افزایش می‌یابد.

* در عشق، زن به خاطر خصیصه‌های استثنایی زنانه‌اش مورد علاقه و ستایش مرد قرار می‌گیرد.

« طبق آمارهای تحقیقاتى، زنان با تحصیلات بالا آمادگی كمتری برای ازدواج دارند و به ندرت همدم مناسبی هستند[1

دروغ بزرگ شماره چهار: افسانه «توان تحقق نیافته شخص»، طبق این نظر ما «زنان» همگی از استعداد و توان فوق العاده‌ای برخورداریم كه تنها باید به تحقق درآید.

* حقیقت این است كه اكثر زنان مثل اكثر مردان اشخاص عادی هستند.

دروغ بزرگ شماره پنجم: همانندی جنسی زنان و مردان، - زن و مرد قادرند به طور یكسان از آمیزش جنسی لذت ببرند.

* زنان نمی‌توانند همخوابگی صرف را به همان آسانی كه مردان می‌توانند از عشق جدا كنند.

دروغ بزرگ شماره شش: می‌توان ازدواج و بارداری را به تأخیر انداخت.

* سیستم تولید مثل زن، محدودیت زمانی دارد و در سنین بالا امكان بارداری و زایمان برای زنان وجود ندارد و اگر هم ممكن باشد همراه با سختی و خطر است.

دروغ بزرگ شماره هفت:مونث بودن مساوی ضعیف بودن است، رفتارهای مرسوم زنانه، ملایمت، ظرافت، مهربانى، ….اغلب رفتارهایی كاملاً مسخره تلقی می‌شود.

* رفتارهای زنانه از یكسو سبب تقویت حس آسیب‌پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می‌گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می‌انگیزد.

دروغ بزرگ شماره هشت: انجام دادن بهتر از بودن است. فمینیسم رفتارهای سنتی زنانه كه متضمن نوعی پذیرش منفعلانه و سكوت است را مسبب بی‌حاصلی و بی‌ارزشی زن می‌داند.

* گوش سپردن، حاضر بودن و با قلب و ذهن باز، دیگری را پذیرفتن، پیوند عمیقی با غرایز زنانه در ارتباط با عشق دارد.

دروغ بزرگ شماره نه: اسطوره خودكفایى. شعار فمنیسم «زن همان قدر به مرد نیاز دارد كه ماهی به دوچرخه»

* نشان اندیشه آمازونی ست كه مردها را فقط به سبب باروری و تولید مثل به درد بخور می‌دانند.

دروغ بزرگ شماره ده: زنان از زنانه شدن مردان لذت می‌برند.

* زنان، مردی با ویژگی‌های زنانه را دوست ندارند همان‌طور كه مردان زنی با ویژگی مردانه را دوست ندارند. «زن واقعی» و «مرد واقعی» تحسین می‌شود.

فصل دوم زن آمازون

- مسیری كه جنبش آزادی زنان طی دو دهه گذشته ما را به سوی آن رهنمون كرده، مسیری به سوی جامعه آمازون است. (داستان هیپولیتا و تسوس)

- زن آمازون امروزى، نه آرامش یافته و نه حصارهای خود را گشوده است. او پریشان و فرسوده است. نسبت به جنس مخالف نگرشی رقابتی دارد و با آنها مبارزه می‌كند «تا مردانی بهتر از آنها باشد» از درك تفاوت‌های روانشناختی و رشدی میان دو جنس عاجز است. برای وی صرف وجود داشتن به تنهایی كافی نیست و به معنای هیچ بودن است.

فصل سوم: چهار جنبه زن

هر زنی دارای چهارجنبه زنانگی به شرح زیر است:

جنبه آمازون: زن آمازون دارای تمركز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌كند، هدف‌دار و متكی به نفس و خود كفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همكار، رفیق و رقیب است.

جنبه مادر: حامی و سرپرست است. زنی است كه با وابستگی‌اش به دیگران كامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌كند، بلكه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد.

جنبه مادونا- سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش‌ها و ایده‌ها را منتقل می‌كند. بازتابنده و تجسم محسنات كامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی كسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می‌كشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی كسب خرسندی و موفقیت حمایت می‌كند.

جنبه معشوقه: زنی كه در روابط شخصی خود با مرد در سطوح مختلف عقلانى، عاطفى، جنسی بیش از هر چیز دارای نقشی تعیین كننده و فعال است.

- زن باید نهایتاً در طول دوره حیاتش تمام چهار جنبه روان خود را تجربه كند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را كه هنوز نیازمند رشد است، كشف كند.

- زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت‌گیری كرده است. مادری را به تعویق می‌اندازد، با مادونا كه از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد كامجویی جنسی استفاده می‌كند.

- زن آمازون امروزى انرژی‌اش را در جهان بیرون به كار می‌گیرد، نه در جهت آفرینش پیوند و روابطی پر مهر و محبت، او احساس می‌كند فقط به دلیل «انجام دادن» ارزش دارد. به عبارتی به دلیل موفقیت‌ها و دستاوردهایش نه به دلیل و بودنش یعنی شایستگی‌های زنانه كاملش.

- زنانی كه با جنبه‌های زنانگی‌شان در تماس‌اند لزوماً از جنبه آمازون بی‌بهره نیستند(یعنی الزاماً موجوداتی بی‌اراده كه تحت نظارت دیگران باشند نیستند)

فصل چهارم بحران در مادونا

- زن آمریكایی امروزی دستخوش بحران مادونا شده است، تنها در پی ماجراجویى، ارضای خاطر شخصی و جنسی بوده است. امید و رؤیاهایش را فقط برای خود و آینده‌اش سرمایه‌گذاری كرده، بر پاكدامنی پیش از ازدواج خط بطلان كشیده و نسبت به مردان و مسأله ازدواج كه می‌تواند انبساط خاطر او را در زندگی تأمین كند پایبندی كمی نشان می‌دهد.

- مهم‌ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. به عبارتی مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می‌پذیرفت اما زنان امروزی با دیدن اولین علامت ضعف یا نقص در همسرانشان آنها را ترك می‌كنند.

- سیل عظیم زنانی كه از شوهرانشان طلاق گرفته‌اند در فقدان ایمانشان اشتراك دارند. ایمانی كه به كمك آن و نیز حمایت زنانه‌شان می‌توانستند با مردانشان مشكلات زندگی را كنار بزنند و رابطه خود را با موفقیت نجات دهند.

- اندیشه فمنیستی بر این باور است كه مردان زنان را اذیت و سركوب كرده و زندگی آنها را تحت كنترل در آورده‌اند.

- زن امروزی پیش از گرفتن هر گونه تعهدی از مرد تن به آمیزش جنسی با او می‌دهد. قبل از اینكه مرد دلباخته او شود با او زندگی می‌كند و در حالت اضطراب و بلا تكلیفی دائمی است.

- در صورتی‌كه زنان با به كارگیری جنبه مادونا و معشوقه، مردان را اهلی و متمدن می‌كنند، آنان را بر می‌انگیزند و به عظمت می‌رسانند.

فصل پنجم: زنانگی را در آغوش بگیریم

- زن امروزى، پی برده است كه زندگی كردن فقط با جنبه مردانه شخصیتش برای او دارای فواید معدودی ست.

- در پس ظاهر فریبنده، كامل و خودكفای بسیاری از زنان امروزی موجودی عصبی و غمگین نهفته است كه غالباً احساس می‌كند برای زندگی واقعی وقت ندارد. زن اگر پیش از این در بندخانه و شوهر و فرزندانش بود، اكنون غالباً با كار و اهدافش به زنجیر كشیده شده است و هیچ وقت در گذشته فشار را مثل امروز احساس نكرده است.

- زن امروزى آموخته تا در داد و ستد زبانش را گاز بگیرد. او نمی‌خواهد دستی را كه به وی غذا می‌دهد قطع كند. دستی كه سابقاً متعلق به مردش بوده ولی اكنون به رئیسش «مرد یا زن» تعلق دارد. در واقع احترامی را كه زنان در گذشته برای همسران خود قائل بودند اكنون به افراد متعددی انتقال داده‌اند. در حوزه كاری زنان به این نتیجه رسیده‌اند كه با احترام گذاشتن به دیگران خود آنها نیز متقابلاً پاداش می‌گیرند. این موضوع در زمنیه عشق نیز صادق است ولی متأسفانه آن را تحت عنوان «تمكین كردن» از مرد، گناهی مرگبار، خیانت به جنس زنان و در نهایت منتهای بی‌احترامی به زن تلقی می‌كنند.

- تمام انسان‌ها نیاز به وابستگی دارند. زن متجدد با انكار حقیقی‌ترین بخش وجودش به استقلال خود تحقق بخشیده است، منتها این استقلال تنهایی او را نیز در پی داشته است.

- بخش مهم، برون‌فكنی جامة زرهی آمازون و دسترسی به مردان این است كه نشان دهیم به آنها احتیاج داریم و به سادگی كمك بخواهیم، به صورت مرد در برابر مرد با آنها رابطه برقرار نكنیم.

- قلمرو زندگی زنی كه مایل است فقط یكی از جوانب زنانگی‌اش را برگزیند بسیار محدود است. مطمئناً یكی از اهداف خوب زندگی این است كه ما تمام آن چیزی باشیم كه می‌توانیم، هم برای خود و هم برای كسانی كه دوستشان داریم.

فصل ششم، قهرمانتان را بیابید

- زن به خود می‌گوید: هر وقت مرد مناسب را ملاقات كند زندگی حقیقى، عشق، ازدواج و مادری را آغاز خواهد كرد. ولی مرد مناسب از راه نخواهد رسید زیرا او را با دلداده خیالی‌اش كه مردی بی‌نظیر است و یك مرد تمام عیار بی‌عیب و نقص است و در ناخودآگاهش پرسه می‌زند مقایسه می‌كند. زنی كه به وسیله دلداده خیالی‌اش تسخیر شده، همیشه در جستجوی عیب و ایراد است.

- خرده‌گیری از مردان كه عموماً به «كوبیدن مرد» معروف است، همراه با انقلابات فمنیستی و جنسی و نیز دلداده خیالی درونی زنان متجدد به طور پیوسته گسترش یافت. زنان از مردان قطع امید نكردند بلكه از آنها انتظارات بیشتری داشتند و هر قدر این انتظارات افزایش یافت، مردان ناشایسته‌‌تر به نظر رسیدند.

- شاید بسیاری از زنانی كه دارای مشاغل سطح بالایی هستند از نداشتن فرزند و تنها ماندن اظهار پشیمانی نكنند ولی در واقع اغلب آنها پشیمانند، زیرا با دلداده خیالی‌شان در قالب كار و اشكالی از این قبیل ازدواج كرده‌اند.

- برای ازدواج پایدار علایق مشترك مهم نیست، بلكه نكته حائز اهمیت ارزش‌های مشترك است كه همانند چسب روابط را استحكام می‌بخشد.

- زنی كه با مادونای خود در ارتباط است به دنبال نقاط قوت می‌گردد و از نقاط ضعف به راحتی چشم پوشی می‌كند.

- هنگامی ‌كه زنان با طیب خاطر و بدون هیچ قید و شرط بخشی از سلطه‌گری مردانه‌شان را به جنس مخالف اعطا می‌كنند، آن وقت قادرند جوانب زنانگی‌شان را به بهترین وجه بروز دهند و در مردش اعتماد به نفس فوق‌العاده زیادی بر می‌انگیزد و نه تنها مردانگی او را، بلكه زنانگی خود را نیز ارتقا می‌دهد.

فصل هفتم از عهده مردان برآمدن

این فصل به درك واداره مرد بالغ اختصاص دارد.

1- تشویش اختگى:اولین نكته‌ای كه باید درباره مردان بدانیم این است كه بزرگترین و ابتدایی‌ترین ترس مردان، ترس از اخته شدن است چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمانى

2- غرور و خودسرى:مردان به علت ترسی كه از اخته شدن دارند بی‌اندازه مغروراند. بنابراین وظیفه زن است كه با كاهش این ترس به او نشان دهد كه با اعتلا بخشیدن به زندگى، بارش را سبك و راهش را باز می كند و مردانگی‌اش را ارتقا می‌دهد.

- زن عیب جو و اخته‌كننده فقط میوه‌های تلخ بی‌‌تفاوتی را از سوی مرد برداشت می‌كند. یا شخصیت او را به كمتر از آنچه كه هست تنزل می‌دهد و یا اینكه او را در وضعیتی قرار می‌دهد كه سر به شورش بگذارد.

3- او را همان‌گونه كه می‌یابید بپذیرید

مردان در برابر دستورات مقاوت می‌كنند و به میزان زیاد عنان خویش را به زنی واگذار می‌كنند كه از مردانگی‌شان حمایت كند .

4- مادری كنید ولی خفه نكنید

جزئی از نقش زنانه زن این است كه مرد را می‌پرورد، او را حمایت و تشوق می‌كند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی‌ها عظیم خود پی ببرد. زمانی‌كه جنبه مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار كرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت‌‌زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می‌دارد.

5- رابطه‌ای مطلوب

حالات شخصیت:

الف)والد؛ مركز نگرش‌ها و ارزش‌ها و عهده دار دستور و تعلیم ،ارزیابی ،انتقاد و پرورش است .

ب)بالغ؛ مركز اندیشه و تصمیم گیری است و حقیقت را می‌آزماید.

ج)كودك؛ مركز احساسات و تمایلات جنسی است، بازیگوش و شهوتران است.تمنتتتتمنتمتم

آنان را بر می انگیزند و به عظمت می رسانندمردان و زنان هر كدام تا حدودی این سه حالت را در شخصیتشان دارند. رابطه موفق بین آنها بسته به بده بستان‌های یكنواخت و بی‌تنش میان بخش‌های شخصیتشان است. به عنوان مثال چنانچه والد درون زن سعی كند با كودك درون مرد از روی محبت رابطه برقرار كند و او آماده‌ی قبول آن باشد و به شكل مناسب پاسخ گوید، بده بستانی بی‌آلایش صورت می‌گیرد. ولی چنانچه زن كوشش كند برای مرد مادری كند و مرد حال و حوصله‌ی آن را نداشته باشد، او نه با كودك خود بلكه از طریق بالغ و چه بسا حتی با والد خشمگینش واكنش نشان می‌دهد.

6- مادونای سیاه

مادونای سیاه یكی از ابعاد پنهان وجود زن است یعنی جنبه سرد زنانگی‌ كه وقتی مرد كار نادرستی می‌كند باید از او روی گرداند، خشم و ناامیدی را معمولاً می‌توان به بهترین وجه از طریق رویگردانی خاموش مادونای سیاه ابراز كرد. رویگردانی خاموش به مرد فرصت می‌دهد تا بیندیشد و در مورد خطایی كه مرتكب شده تعمق كند در صورتی‌‌كه بد‌خلقی و سركوب تهاجمی موجب ترغیب مرد به مقابله به مثل می‌شود.

7- گریه و خنده

هر بیانِ عاطفى و ابراز خود انگیخته احساسات می‌تواند موجب لذت بخش‌تر شدن زندگی شود.

8- نشان دهید به او احتیاج دارید.

اشتیاق مرد به ادامه رابطه، وقتی صادقانه و خاصلانه احساس نكند كه زن به او نیازمند است، رو به زوال می‌گذارد.

استقلال و برخورد ستیزه‌جویانه زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می‌آورد. مردانی كه احساس ضعف می‌كنند اغلب واكنش‌های خصمانه نشان می‌دهند، احساس بیهودگی می‌كنند، شدیداً انتقاد می‌كنند یا كاملاً پس می‌كشند.

فصل هشتم و نهم

تسلیم پرحلاوت و تحقق زنانگی از طریق ازدواج

- زنی كه خود را از دورن و بیرون تسلیم قدرت عشق كند قادر می‌شود تا هم از لحاظ جنسی و هم عاطفى، ژرف‌ترین توانایی‌های زنانه‌اش را تحقق بخشد. تنها یك زن متعادل و آگاه نسبت به هویت شخصی خود آمادگی آغاز فرایند تسلیم را دارد، كسی كه از عزت نفس كافی برخوردار است تا از عهده چنین احساسات و عواطف ژرفی كه به خارج فوران می‌كند «مقاوت غرور، دخالت انیموس»، بر‌آید.

- وقتی زنی قدری از عزت نفسش را به خاطر مردی نادیده می‌گیرد، در واقع از مقاوت در برابر او صرف نظر می‌كند و به وی اجازه می‌دهد در جسم و روحش رخنه كند. او به راستی از جهاتی «تسخیر» شده است، با این وجود از آنجا كه اجازه نداده چیزی مانع پیوند او با مردش شود «فاتح» است.

- معمولاً زن است كه با سمت عاطفى رابطه بیشتر در تماس است، اكثر اوقات او است كه باید اسلحه‌اش را با نام عشق بر زمین بگذارد و اعلام آتش بس كند.

- زنان در عشق پیروزی را از آن خود می‌سازند، زیرا به خاطر اشتیاقی كه به تسلیم و تن در دادن دارند، به استمرار و پایداری ریسمان رابطه گره محكمی می‌زنند. فرایند تسلیم به قدری قدرتمند است كه سحرانگیز می‌نماید. این همان چیزی ست كه زن را نزد مرد عزیز می‌كند و مرد را وا می‌دارد تا از او مراقبت كند.

- زن پیش از تسلیم شدن باید مرد را متعهد به ازدواج نماید.

- ازدواج بیش از هرنوع رابطه‌ی دیگرى، قابلیت زنان را در دستیابی و به كارگیری تمامی چهارجنبه شخصیتی زنانه، خصوصاٌ مادونا یعنی روح زن، در بوته‌ی آزمایش می‌گذارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

کارشناسان توصیه می کنند به جای برنامه ی هر روزتان که سر یک ساعت مشخص به سراغ ناهار خوردن می روید، کمی زودتر این برنامه را شروع کنید تا انرژی، تمرکز و انگیزه شما بیشتر شود.

 

تحقیقی که در این زمینه انجام شد نشان داد که استراحت کوتاه نسبت به استراحت طولانی مدت نتایج بهتری داشته و باعث بهبود سلامتی شده و رضایت شغلی را افزایش می دهد.

امیلی هانتر و سیندی وو (از دانشگاهی در آمریکا) می گویند: ما متوجه شدیم وقتی ساعات بیشتری از زمان آغاز شیفت کاری بدون استراحت می گذرد، علائم بیشتری هم از ضعیف شدن سلامتی گزارش می شوند.پس استراحت در باقی روز کمتر موثر به نظر می رسد. هانتر و همکارانش به نظر سنجی از 95 کارمند بین سنین 22 تا 67 سال را که پنج روز در هفته کار می کردند پرداخته و از آنها خواستند تا استراحت های خود در طول روز را ثبت کنند.

استراحتی که به آن اشاره شد (رسمی یا غیر رسمی) شامل استراحتی بود که با وظایف کاری مرتبط نبوده یا انتظار آن نمی رفت. از جمله استراحت برای ناهار، نوشیدن قهوه، زدن ایمیل شخصی یا استفاده از شبکه های اجتماعی. البته رفتن به دستشویی جزء این استراحت به حساب نمی آمد.

محققان هیچ شواهدی مبنی بر اینکه فعالیت های غیر کاری مثل رفتن به آشپزخانه برای ریخته قهوه یا راه رفتن، مفیدتر باشند.

شما باید چیزی را پیدا کنید که در زمان استراحت آن را انجام داده و استراحتتان بیشتر آرامش بخش شود. به این ترتیب بهتر بازیابی شده و قوی تر از همیشه به سرکار برمی گردید.

نظر سنجی از این کارمندان نشان داد وقتی استراحت بهتری داشته و چیزی که دوست داشتند را در این زمان انجام دادند، انرژی، تمرکز و انگیزه بهتری هم پیدا کرده اند و در نهایت این کارمندان علائم کمتری از ضعف سلامتی مثل سردرد، فشار به چشم داشته و کمر دردشان کاهش پیدا کرده است.

 منبع: مجله پزشکی دکتر سلام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
مرگ

مرگ و قدرت ذهن انسان

انسان می‌تواند به همه صور مقوله احاطه پیدا کند، منتها بدن مانع است. اگر انسان مشغول کاری باشد از ادراک چیز دیگر باز می‌ماند. مرگ حجاب و مانع را بر می‌دارد و انسان می‌تواند به آن صور احاطه پیدا کند.مرگ یک امر وجودی و غایت حکمت است.

آیا اگر مرگ را به یک امر وجودی در کنار حیات تلقی کنیم با استناد به آیه‌ای در قرآن که می‌فرماید: مرگ را از دل حیات و حیات را از دل مرگ بیرون می‌کشند، می‌تواند موید نظریه حکیمانه شیخ الرئیس ابو علی سینا باشد.
در جواب باید گفت این مسئله بسیار عمیق و بنیادی است. وقتی که به آیات قرآن رجوع می کنید مشاهده می کنید که، مرگ و حیات مخلوط با هم هستند. موت امر عدمی به حساب نمی‌آید چرا که "نیستی" مخلوق نیست. یعنی نیستی قابل خلق شدن نیست و معنی ندارد.

در حالیکه قرآن موت را مخلوق می‌داند. بنابراین موت پایان نیست. مرگ ، مرز عبور از یک جهان به جهان دیگر است.

این عالمی که ما در آن به سر می بریم در قرآن دنیا نامیده می‌شود، در جهان آخرت عقبی و آخرت نامیده شده است. کلمه دنیا واژه عربی است اما ما در فارسی نیز به کار می‌بریم.
 
دنیا از انو و دنی مشتق شده، دنی یعنی پست، پایین. دنیا مستتر شده است. این جهان مادی که در آن زندگی می‌کنیم پست ترین مرتبه هستی است .از دنیا رفتن یعنی به عالم عالی رفتن، لذا مرگ یعنی عبور از مرز تا نمیریم از مرز نمیتوانیم رد شویم.

وقتی انسانی از دنیا می‌رود یعنی به عالم دیگری می‌رود مرزهای تنگ ماده برداشته می‌شود

همین عالم دنیا در مقام نزول و درجه پایین تر است یعنی پایین تر از این عالم دنیا وجود ندارد، اما بالاتر تا صفات حق تعالی هست.

مرگ به مافوق رفتن بوده وقتی خدا می‌فرماید: موت خلق است، این حرف بزرگی است همیشه موجود مخلوق است.

خدا از نیستی عالم را خلق نمی‌کند، نیستی تبدیل به هستی می‌شود. ولی هستی تبدیل به نیستی نمی‌شود و هر کس این حرف را بزند تناقض است. هر چیزی از یک مرحله‌ی وجود به مرحله دیگر تبدیل می‌شود.
 
چوب را بسوزانیم تبدیل به خاکستر می‌شود، عالم تبدیل است.عالم مرتب در حال تبدیل و تغییر و حرکت است. زمان تحول دارد، یک لحظه درنگ ندارد. یعنی زمان با حرکت همدوش است.
زمان بدون حرکت نمی‌شود، هر دو در حرکت هستند. این عالم در زمان حرکت تشکیل شده . زمان و حرکت اساس این عالم است. زمان مرتب در حال تحول بوده و یکنواخت حرکت می‌کند. ما گاهی آن را سریع و بد قلمداد می‌کنیم. میت تبدیل می و می تبدیل میت است. از تن می‌توانیم به حیات برسیم، حیات جاودان مندرج در تن بوده و حیات نفس با بدن ما متحد است. خود بدن انسان صرف نظر از ادراک و نفس چیز مرده‌ای است. وقتی انسان می‌میرد، نفس و ادراک ندارد. مرده از نظر فیزیکی چیزی از آن کم نمی‌شود در واقع حیات ندارد.
 
این تن را می‌گذاریم و به حیات جاودان می‌رسیم. هر موجودی در این عالم مخلوق خداوند است. موجود غیر مخلوق نداریم. هر موجود در جهان یکبار خلق می‌شود. انسان هم مثل سایر موجودات یکبار خلق می شود که این مراحل از نطفه آغاز شده و توسط تولد و سیر طبیعی‌اش ، انسان خلق می‌شود.
هر موجود و انسان یکبار خلق می شود اما انسان یک ویژگی دارد، غیر از اینکه یکبار خلق شده، باید یکبار هم خودش را خلق کند. انسان ضمن اینکه مخلوق بوده باید خالق خودش هم باشد.
کفر نمی‌گویم، خدا خالق اصلی است. انسان خالق انسان است و انسان مخلوق. همه‌ی موجودات، دریا، حیوانات، همه‌ی آن‌ها مخلوق هستند.

انسان مخلوق است اما باید خالق هم باشد، خود را خلق کند یعنی باید دوباره زاده شود. این جنگ با نفس (مبارزه با نفس) بوده و جهاد اکبر در احادیث‌مان توصیه شده است. جهاد با نفس را شوخی نگیریم، انسان باید دائم با خود بجنگد. انسان با خودش هم در صلح وهم در جنگ است و باید هم اینگونه باشد. انسان باید از ناروایی نفسانی، هوس‌های نامعقول، اندیشه‌های ناپاک و خرافات خود بجنگد.
بشر زود دچار خرافات و اوهام می‌شود و بعد در این وهم بسته می‌شود، حرف گوش نمی‌دهد. اگر انسان با خودش جنگ نکند یک عمری در توهم باقی می‌ماند.

خطرناک‌ترین زندان برای انسان، زندان ذهن است و هم‌چنین خطرناک‌ترین خانه، خانه‌ی ذهن است. اگر ذهن منجمد باشد قلب تا ابد زندانی فکر خرافی است. بعضی آدم‌ها خرافاتی هستند، آنها تصور می‌کنند که به حقیقت کامل رسیده‌انداما در همین خرافه خودش، یک عمر باقی می‌ماند و نمی‌تواند خودش را خلق کند.

باید با این خرافه، امور نفسانی، و شهوات مرده مبارزه کند. این یک جنگ خونین است یعنی خواسته‌ها را سرکوب کند، وقتی انسان خواسته‌هایش را سرکوب کرد، باید انسان خودش را بسازد.

اگر انسان با خود جنگ درونی نداشته باشد و با نفس خود مبارزه نکند، خطرناک است پس انسان که از طرف خدا خلق شده باید خودش هم خلق کند، یعنی خودش خالق خودش باشد.

انسان چطور باید خالق خود باشد، تنها راهی که ممکن است انسان بتواند خود را دوباره بیافریند با آگاهی است.

انسان باید خودش را خلق کند و بزرگان‌، انبیاء، اهل معرفت کسانی هستند که خودشان را خلق کردند هر نابغه‌ای و یا هر شخص بزرگی شبیه مردم هستند اما مردم مثل آنها نیستند، پیغمبر مثل مردم بوده ولی مردم مثل پیغمبر نیستند، چون آن مقام را ندارد.

موت شاکله‌ی زندگی است: شاگردان هنگام مرگ سقراط از او پرسیدند که کجا شما را دفن کنیم، او در جواب گفت اگر من را پیدا کردید هر جا که خواستید دفن کنید. این حرف سقراط یعنی اینکه او به مقام معرفت رسیده است.

گیاهان که در عالم می‌بینیم در ابتدا غنچه و بعد تبدیل به گل شدند انسان هم مثل یک گیاه باز می‌شود. انسانی که متولد شده ذهنش صاف صاف بوده اما در شرایط مناسب گشوده می‌شود تن رشد کرده اما رشد تن را باز شدن نمی‌دانم چون درخت هم رشد می‌کند.

انقتاح یعنی مجاری ادراک به روی جهان باز است و کم  کم به خیال و عقل می‌رسد و  اگر این گشوده‌تر شود حقایق را بیشتر درک کرده و حکیم می‌شود آن وقت خود را خلق می‌کند.

حقیقت در همه جا وجود دارد اگر ذهن شما باز باشد، حقیقت وارد می‌شود دو شرط باز بودن حقیقت کنجکاوی و صادق بودن است.

صداقت ابواب ادراک را به روی حقیقت باز می کند، صادق بودن یعنی با خودمان صمیمی باشیم با حقیقت مکر نکنیم.
زمانی با حقیقت مکر می‌کنیم که یک فکر خرافه داشته باشیم اگر این فکر زندانی ذهنمان باشد از روی عادت است یعنی به فکری عادت کردیم. یکی از وحشتناک‌ترین موانع ورود حقیقت در میزان آگاهی، عادت است.

برای بعضی کارهای خوب ، عادت خوب است 80 درصد افکار و کارهای ما از روی عادت انجام می‌شود.

 
باید به اندیشه ها  بیندیشیم ، صادق و کنجکاو حقیقت باشیم ؛ چون حقیقت همه  جا وجود دارد. حقیقت خیلی زود رنج است و اگر نسبت به آن بی اعتنا باشیم ، می رود.

انسان اگر معنی حق را متوجه نشود و حقیقت طلب نباشد، زندگی برای او بی معنی می شود. در کل ، زیست او از زیست حیوان هم کمتر می شود.  حیوان براساس غریزه زندگی می کند. اگر انسان در جستجوی معنی نباشد و به حقیقت نرسد ، زندگی او به کمتر از حیوان  تبدیل  می شود.

قرآن هم در این خصوص می فرماید؛ انسان که حقیقت جو نیست  به معنا دست پیدا نمی کند و این از چارپا بدتر است.انسانی که نتواند به معنی درست و اصلی زندگی دست پیدا کند و گرفتار سرگرمی   شود  در عمر خود هیچ چیزی  به دست نیاورده است.

اگر در تمام دنیا بگردیم ، بهشت را پیدا نمی کنیم  مگر اینکه بهشت دروغین. بهشت باید از درون انسان پیدا شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

حسادت زنانه؛ آری یا نه؟

ناگهان دنیا روی سرتان خراب می‌شود.همه اینها بهانه‌های خوبی برای «حسادت و احساس حسودی» هستند. ممکن است در موقعیت‌هایی مشابه این موارد چنین احساسی به شما هم دست بدهد که شاید اغلب ما کم و بیش آن را تجربه کرده باشیم. گاهی اوقات این احساس آنقدر شدت می‌گیرد که می‌تواند به شما و اطرافیان‌تان صدمه بزند؛بنابراین اگر فرد حسودی هستید بهتر است عزم‌تان را جزم کنید و این عادت را کم کم کنار بگذارید. در اینجا یک برنامه پیش روی شماست تا با دنبال کردن آن بتوانید آتش حسادت‌تان را فروکش کنید و بدون حسادت به دیگران از زندگی بیشتر لذت ببرید. با حسادت زنانه کنار بیایید, حسادت زنان,Women cope with jealousy

روز اول

اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید

در اولین روز از برنامه باید با خودتان روراست باشید و درباره احساس حسادت در درون خود را به درستی قضاوت کنید. برای بیشتر افراد حسادت مقطعی و زودگذر است اما گاهی اوقات آنقدر شدید می‌شود که شادی و نشاط زندگی را نابود می‌کند. پس خاطرات گذشته را مرور کنید و روزهایی را به یاد بیاورید که از شدت حسادت، ناراحت و دمق بوده‌اید و حتی به موفقیت‌ها و پیشرفت‌های صمیمی‌ترین دوست‌تان هم حسادت کرده‌اید.

یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای دور شدن از حس حسادت و حسودی کردن این است که اعتماد به‌نفس‌تان را تقویت کنید. پس هر کاری که از دست‌تان برمی‌آید، انجام دهید تا اعتماد به نفس‌تان به تدریج بیشتر و بیشتر شود. به‌طور مثال می‌توانید از همین امروز تصمیم بگیرید که در یک یا چند زمینه مختلف متخصص شوید، ورزش را در برنامه روزانه‌تان بگنجانید و با یادآوری موفقیت‌های خوب گذشته سعی کنید آنها را با انگیزه بیشترتکرار کنید. وقتی نسبت به خودتان اعتماد به نفس کافی ندارید، توانایی و امکانات‌تان را دست‌کم می‌گیرید و به دیگران حسادت می‌کنید.در صورت نیاز مشورت با روانشناس را از یاد نبرید.

روز دوم

توانایی‌های‌تان را بشناسید

در گام بعدی خودتان را از گذشته بیشتر دوست داشته باشید و به وجودتان بها دهید. با کمی فکر کردن حتما می‌توانید  خودتان را بهتر بشناسید و  توانایی‌های‌تان را به اوج برسانید. مدام به خودتان بگویید: «من هم می‌توانم با سعی و کوشش به هر چه می‌خواهم برسم.  دلیلی ندارد حسادت کنم.» در راه رسیدن به خواسته‌های معقول تمام تلاش‌تان را به کار ببرید و حسابی عزم‌تان را جزم کنید. حسادت در افرادی بیشتر ایجاد می‌شود که به جای پرورش توانایی‌های خود، مدام زندگی دیگران را جست‌وجو می‌کنند تا ببینند زندگی آنها چه نتایجی داشته است. اگرخودتان را فردی توانا بدانید، به دست‌یافته‌های دیگران حسادت نمی‌کنید.

با حسادت زنانه کنار بیایید

شاید به تازگی با شنیدن موفقیت یکی از افراد فامیل شعله‌های حسادت درون‌تان روشن شده باشد. در چنین مواقعی بهترین کار این است که به جای حسادت، به خودتان ببالید.

پیش خودتان به این موضوع فکر کنید:«موفقیت او باعث افتخار من است. می‌توانم به خاطر این موضوع به خودم و خانواده‌ام افتخار کنم. هر قدر که افراد خانواده و اطرافیان پیروزی‌های بیشتری به دست آورند،در مواقعی که به آنها نیاز دارم، بهتر می‌توانند از من حمایت کنند.» با این طرز فکر شما هم خودتان را در این موفقیت‌ها سهیم می‌دانید و کمتر حسادت می‌کنید.

روز سوم

من چقدر خوشبختم

حتی اگر فکر می‌کنید همای سعادت روی شانه‌های یکی از نزدیکان‌تان نشسته، باز هم نمی‌توانید به‌طور قاطع بگویید او کاملا خوشبخت است.

 خوشبختی واژه‌ای است که خیلی از ما برای داشتن آن به دیگران حسادت می‌کنیم اما باید یاد بگیریم بدون حسادت به دیگران هم می‌شود خوشبخت بود.

 خوشبخت بودن فرمول ساده‌ای دارد. اگر از داشته‌ها و چیزهایی که در زندگی به دست می‌آورید، لذت ببرید، شما هم خوشبخت می‌شوید. پس همین حالا یک قلم و کاغذ ‌بردارید و خوشبختی‌های کوچک و بزرگ‌تان را یادداشت کنید؛ هر روز به آنها نگاه کنید و در ذهن‌تان تکرار کنید:«بی‌نیاز از حسادت به دیگران، خوشبختم.»

یکی از راه‌هایی که می‌تواند حسادت شما را تشدید کند، بدگویی و بدبینی است. یادتان باشد که بین صحبت‌های دو یا چند نفره زمینه خیلی از حسادت‌ها شکل می‌گیرد چون ممکن است نسبت به یک شخص خاص نظر منفی پیدا کنید یا حسادت سایرین این حس را در شما هم بیدار کند. درست که بعضی وقت‌ها فرصت مناسبی فراهم می‌شود تا از هر دری سخن بگویید اما از جمع‌هایی که شما را به غیبت کردن تشویق می‌کنند، فاصله بگیرید و این باور خودتان را محکم بچسبید.

با حسادت زنانه کنار بیایید

روز چهارم

شکرگزار باشید

قدر نعمت‌ها و داشته‌های‌تان را بدانید و همیشه شکرگزار باشید. اگر در زندگی چیزی را به دست نیاورده‌اید شاید به اندازه کافی کوشش نکرده‌اید.

به هر حال حسادت فایده‌ای ندارد. امشب قبل از خواب یک برنامه ویژه دارید. چند دقیقه وقت بگذارید و تمام چیزهای خوبی را که در دنیا دارید، یکی یکی به یاد بیاورید. بعد به خاطر تمام این نعمت‌ها از خدا تشکر کنید. هر وقت در شرف یک حسادت درست و حسابی بودید، این نعمت‌ها را که برخی از آنها فقط منحصر به شماست، از ذهن‌تان بگذرانید و از داشته‌های‌تان راضی‌تر باشید.

تصور نکنید که کسی از حسادت‌تان خبردار نمی‌شود. گاهی اوقات واکنش شما هنگام حسادت آنقدر واضح و مشخص است که نمی‌توانید آن را پنهان کنید.

 ممکن است خشمگین شوید، افسردگی سراغ‌تان بیاید یا اینکه دست به اقدام نادرستی بزنید که رابط شما با دیگران را به‌کلی متلاطم کند؛ بنابراین در این روز اگر مورد حسادت برانگیزی برای‌تان پیش آمد، به ارزش روابط خودتان با دیگر بیشتر فکر کنید و یادتان باشد که ممکن است حلقه ارتباطی شما با دیگران روز به روز کوچک‌تر شود. یک راه خوب این است که به جای حسادت، یک لبخند بزرگ روی لب‌تان بنشانید، شادی دیگران را به درون‌تان راه دهید و به جای حسادت، بیشتر محبت کنید.

روز پنجم

مقایسه ممنوع

تحت هیچ شرایطی خودتان را با دیگران مقایسه نکنید چون این کاربه حسادت شما دامن می‌زند. همیشه شرایط را با توجه به استعداد و توانایی‌های خودتان بسنجید و از اینکه شبیه دیگری نیستید، غصه نخورید. به جای مقایسه به نیروی درون‌تان اعتماد کنید و حسرت به دل زندگی دیگران نباشید. نسبت به ارزش‌های واقعی خودتان آگاهی داشته باشید. جایگاه و شرایط اجتماعی‌تان را بپذیرید و به آنچه در زندگی دارید، افتخار کنید. در این‌ صورت حسادت وجودتان کم‌کم خاموش می‌شود و دیگران به زندگی شما غبطه می‌خورند.

با حسادت زنانه کنار بیایید

یادتان باشد که دنیا همیشه روی انگشتان شما نمی‌چرخد و همیشه همه چیز طبق میل و خواسته‌تان پیش نمی‌رود؛ بنابراین کاملا طبیعی است که شما هم مانند خیلی از مردم در زندگی کمبودهایی داشته باشید و برای داشتن امکانات بهتر رویاپردازی کنید. به هر حال باید با واقعیت کنار بیایید و به خاطر برخی از کمبودها، اعتماد به نفس‌تان را از دست ندهید و اهداف‌تان را نبازید. قبول کنید که این کاستی‌ها انگیزه خوبی برای تلاش و پشتکار هستند و نباید به خاطرشان به دیگران حسادت کنید.

روز ششم

بازنگری ایده‌آل‌ها

شاید ریشه حسادت شما در این باشد که از وضعیت موجود ناراضی و به دنبال شرایط بهتری هستید. ممکن است وضعیت ایده‌آلی را در ذهن‌تان تعریف کرده باشید و چون به آن نمی‌رسید،به افرادی که ایده‌آل‌های شما را دارند، حسادت ‌کنید.

در اینجا بهترین زمان است تا به آرمان‌های‌تان از زاویه دیگری نگاه و آنها را مجددا بررسی کنید. افکار کلیشه‌ای و تبلیغات جامعه را از ذهن‌تان دور کنید و براساس واقعیت‌های موجود اهداف تازه‌ای را برای خودتان انتخاب کنید که با توجه به توانایی‌های‌تان، دور از دسترس نباشند.

گاهی اوقات وقتی خبری را می‌شنوید که انتظارش را ندارید، غافلگیر می‌شوید و حس حسادت‌تان گل می‌کند؛ بنابراین بهترین راه این است که در یک موقعیت حسادت برانگیز دوست‌تان را در ذهن مجسم کنید. بعد ببینید که به چه دلیل ممکن است به او حسادت کنید.

حالا به خودتان بگویید: «دلیلی برای حسادت به چنین فردی وجود ندارد چون من هم می‌توانم برای رسیدن به این هدف تلاش کنم یا اینکه این موضوع اصلا با ارزش‌ها و توانایی‌های من جور در نمی‌آید و لزومی ندارد به آن حسادت کنم.» به هر حال باید به هر شکلی تمرین کنید که برای جلوگیری از حسادت برای خودتان دلایلی قانع‌کننده بتراشید.

منبع: مجله خبری چه نیوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 دی 1394 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
وقتی کلامی را جاری کردی، ارتعاشی می سازی
و ارتعاش تو موجی میسازد در دل مخاطب !
گاهی این موج میتواند کسی را به زیر برد و گاه به اوج!
اولین کسی که به همراه این موج به بالا یا به پایین میرود خود تو هستی!
مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد.

اگر نمیدانی نگو !

اگر میدانی به بهترین شیوه بگو!
باید همواره زیبا ترین هایت را بر زبان آوری،
حتی به هنگامه خشم !

آنچه را که کلام تو جاری میسازد، همه آنچیزی است که تو در آن لحظه هستی!
بگذار تا فقط خوبیهایت جاری شود.
از انعکاس تیرگیها بر آینه دل مخاطبت واهمه داشته باش.
چرا که این تیرگیها گسترش می یابد.
پس تو به نوبه خودت مگذار که جهان تیره و تار شود.

همیشه زیباترینهایت را جاری کن.
"جهنم" مکانی جغرافیایی در جایی نیست بلکه حالتی از روح ناراضی است.
رضایت درون یعنی "بهشت".

"آرامش" هنر نپرداختن به مسائلی است که حل کردنش سهم خداست.

لحظه هایتان لبریز از آرامش....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

«بهشت دنیا و بهشت آخرت»

چه کار اندر بهشت آن مدعی را
که میل امروز با حوری ندارد

سعدی

آن کس که در اینجا اهلِ عیش و عشرت با حوریان و پریان صاحب جمال از عدل و انصاف و جوانمردی و شرافت و مروّت و حکمت و معرفت است در عالم آخرت نیز با همین فرشتگان و حوریان محشور خواهد شد و در حدیث آمده است که هر کس چیزی را دوست داشته باشد در عالم دیگر با همان چیز محشور خواهد شد و عجبا از مردمی که اینجا با دروغ و تزویر و آتش حرص و حسد عشق می ورزند و خواهند که در عالم دیگر به بهشت محبت و انسانیت راه یابند در حالیکه خداوند فرمود «هر که در عرصۀ این دنیا نابینا باشد در عالم آخرت نیز نابینا محشور خواهد شد».
و البته این نابینایی، نابیناییِ ظاهر نیست بلکه نابیناییِ باطن است که آدم چشم دیدن خوبی و زیبایی و فرشتگان عدل و احسان را ندارد. چنین کسی در عالم دیگر نیز از مشاهدۀ این حوریان محروم خواهد بود. بدین نگاه بهشت خوبان در همین جهان آغاز می شود چنانکه جهنم ناپاکان نیز از همین دنیا زبانه می کشد...

برگرفته از کتاب « در صحبت قرآن»
به قلم حسین الهی قمشه ای





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 مرداد 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
روی اوردن زنان به تمایلات زنانگی،اکثر زنان را نزد مردان خواستنی و هوس انگیز می کند. اما با این وجود عده ای از زنان همیشه مایل هستند همانطور که هستند باقی بمانند اینان زنانی هستند که با خود خویش در صلح و ارامش به سر می برند و طالب یا نیازمند تغییر نیستند.اما بسیارند زنان و دخترانی که صادقانه و قویا شیوه جدید زن بودن را جستجو می کنند به ویژه شیوه ارضاء کننده تری از رابطه با مردان.
دنیای زن دنیای عشق است نه دنیای قدرت اگر میبینید همه وجود زن در توجه او به فرزندان و شوهرش خلاصه می شود بخاطر انست که این دستاوردها به اسانی برای او حاصل نشده است. به خاطر انها زحمت کشیده و ایثارگری کرده است به انها افتخار نموده و اوقات بسیاری را با انها ساخته و زندگی کرده است.
اما یکی از خصوصیات زن های آن است که به شدت بی ثبات و متغیراند و این ویژگی جزو ذات خانم هاست خانم ها اصولا اهل هیجان و تغییر هستند نظرات آنها در مورد بسیاری از چیزها تابع شرایط زمانی و مکانی و حالات روحی آنهاست و احتمالا مصلحت هایی که همیشه در ذهن آنها جای خوبی باز کرده است اما با تغییر زمان و مکان و شنیدن و دیدن چیزهای جدیدتر  و اتفاقهای تازه تر نظرات و اعتقادات بانوان نیز تغییر می کند البته کسی تا کنون به کنه و بنه نظرات انها پی نبرده است گاهی خشم آنها مقطعی و برآیندی است از حسادت زنانه و در این مواقع نظر منفی آنها پیرامون مادر و یا نزدیکانشان نباید شما را دچار محاسبه غلط بکند چه اینکه آنها فقط خود را مجاز به اهانت به مادرشان می دانند چون در نظرشان این اهانت نیست آنها نیاز دارند تا به سرعت در مورد پدیده ای که آنها را ناراحت ساخته با کسی که او را دوست دارند گفتگو کنند بنابر این گفتگوی انها که جنبه تخلیه هیجانی و عاطفی دارد را حمل بر عمق کینه یک زن از مادر و یا خواهر و برادرش نکنید. همچنین شاید از لباسی که خوشش امده چند روز بعد متنفر گردد این تنفر بخاطر قضاوت منفی یکی از همکلاسی ها یا دوستانشان حادث می گردد البته مکانیزمهایی در وجود آنها هست که زنان را به حالت تعادل بر می گرداند همراهی، صبوری، خاموشی و سکوت و گاهی دلداری های شما ولو بصورت کاذب مرهم بزرگ و موثری است بر روی ناراحتیهای بانوان.
درک دنیای مردها برای زن ها نیز کار بسیار دشوار است مردها در اطاق خواب یک روسپی و در اطاق نشیمن یک کد بانو ودر خارج از منزل یک مادر متشخص و دلسوز می خواهند این امر به اضافه نقش های متعدد، متنوع و گاه پیچیده ای که زن ها ایفاء می کنند کار را برایشان سخت تر هم می کند. مردها جدای از اینکه خصوصیات فردی متفاوتی دارند اما خصوصیات مشترک هم دارند. از جمله خصوصیات مشترک مردان آنست که دوست دارند زن آنها همیشه آنها را تأیید کند و تحسین کند حتی اگر اشتباه می کنند. مردها اصلا دوست ندارند به آنها بگویید اشتباه کرده اید یا اینکه انها را نصیحت کنید باید حتی اگر صد در صد اشتباه کردند به آنها بگویید تو اصلا مقصر نیستی هر کس دیگری هم بود همین کار را میکرد. و بعد با شنیدن حرفهای آنها به آنها اجازه دهید که سکوت کنند و در خودشان باشند آنها گاهی نیاز دارند و غار تنهایی. مراقب باشید غر ولند کردن و تخطئه مرد و مقصر دانستن وی مثل انفجار انبار باروت به سمت خود شماست. باید با جملاتی از قبیل درست میشه، اصلا نگران نباش، خدا با ماست و من به تو افتخار می کنم چون خیلی خوبی و خیلی برای ما زحمت می کشی و جانفشانی می کنی او را آرام و رام کنید به یاد داشته باشید یک سکس خوب و طبیعی و به یاد ماندنی و ظهور جاذبه های زنانه می تواند حال مردان را خوب کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 مرداد 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
اگر مصمم شوید که کارى باید صورت گیرد،  راه انجام آن را خواهید یافت. ( آبراهام لینکلن)

برای نوآوری موثر و هدفمند، کافی است موفقیت یا شکست پیش‌بینی نشده به یک فرصت تبدیل شود. (پیتر دراکر)‏

زندگی مانند دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حركت كرد.( آلبرت انیشتین)

اندیشه‌هایی که دیروز در سرتان می‌گذشت؛ امروز شما را آفریده. اندیشه‌هایی که امروز در سرتان می‌گذرد، فردای شما را خواهد ساخت. (کاترین پاندر)‏


کسی که چکش در دست دارد همه چیز را به شکل میخ می بیند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

رموز اصلی موفقیت ده مرد بزرگ جهان


ده شخص معروف و موفقی که از شکست‌ها گذشتند و به موفقیت رسیدند.

قصه‌ی آدم‌هایی که یک‌شبه به موفقیت می‌رسند، قصه‌‌های جذابی هستند که ما همیشه دوست داریم بشنویم و از آنها انگیزه بگیریم. اما موفقیت چیزی نیست که همیشه بشود در یک چشم‌برهم‌زدن به آن رسید. بعضی‌ها هرگز به موفقیت نمی‌رسند در حالی‌که بعضی‌ها، مانند سیزیف (او قهرمانی در اساطیر یونان است که می‌بایست سنگ بزرگی را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قله‌ای می‌غلتاند و همیشه لحظه‌ای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، سنگ از دستش خارج می‌شد و او باید کارش را از ابتدا شروع می‌کرد)، باید از کوهی بالا بروند و در مقابل شکست‌ها هم تسلیم نشوند.

بعضی مشاورین و مربیان خودشناسی، اغلب موفقیت را به یک کار توصیف می‌کنند، که درست مانند هر کاری، گاهی با اشکالات، شکست‌ها، اشتباهات و موارد این‌چنینی روبرو می‌شود. امروز ما با ۱۰ شخص معروف (و شاید بتوان گفت فوق‌العاده معروف) روبرو می‌شویم، که بارها به آنها گفته بودند هرگز به مقصدشان نخواهند رسید. اشخاصی که قبل از رسیدن به مقصدشان در زندگی، شکست‌های بسیاری را تجربه کرده بودند. اما این اشخاص شخصیتی جهانی یافتند و امروز که به گذشته‌اشان نگاه می‌کنیم، درس صبر، پشتکار و شجاعت دنبال کردنِ رویاها را به ما می‌دهند.

پس بیایید به داستان آنها گوش کنیم:

۱. جی. کی. رولینگ، نویسنده مجموعه رمان های هری پاتر

01_J K Rowling

نویسنده‌ای که به معرفی نیاز ندارد و امروزه از ملکه‌ی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولینگ در حالی اولین رمان هری پاتر را با ماشین تحریر می‌نوشت که به تازگی طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت، و مجبور بود فرزندش را به تنهایی بزرگ کند؛ اما او در دل، رویای ستاره‌شدن داشت. دوازده ویراستار داستانِ او را رد کردند، تا اینکه یک ویراستار مهربان دست‌نوشته‌ی او را قبول کرد و البته به او توصیه کرد به دنبال کار دیگری باشد؛ چرا که کتاب‌های کودکان، چندان فروش خوبی ندارند. در مقایسه با رولینگ، رمان «کری» استفان کینگ، تقریباً سی بار رد شد. از زندگی جی. کی . رولینگ چه درسی می‌گیریم؟ برای رسیدن به رویاهایت بجنگ. یک زمانی، بالاخره به حقیقت می‌پیوندند.

۲. والت دیزنی، بنیانگذار دیزنی

02_Walt Disney

او در میان شکست‌خورده‌ها یک افسانه است. آن‌طور که شایعات می‌گویند، قبل از آنکه بتواند کسی را برای سرمایه‌گذاری روی پروژه‌ی «دنیای دیزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پیشنهادش رد شده بود. شاید باور نکنید که والت از کار قبلی‌اش، به علّتِ فقدان تخیل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای همیشه، یکی از بزرگترین هنرمندان جهان است و میراث گرانبهایش، نسل به نسل به آیندگان منتقل می‌شود. دیزنی یک رویا در سر داشت؛ رویایی که اکنون همه‌ی ما از آن لذت می‌بریم. همانطور که او، برای ما آرزو کرده بود.

۳. آلبرت انیشتن، فیزیکدان و برنده جایزه نوبل

03_Albert Enistien

تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمی‌کرد و از آنجایی که تا هفت سالگی حتی یک کلمه هم نمی‌خواند، مشکوک به معلولیت ذهنی بود. خب بالاخره چه شد؟ او امروز دانشمندی است که جهان را برای ما تغییر داده. بعضی وقت‌ها لازم نیست که شما یک کودک نابغه باشید تا در بزرگسالی هم یک نابغه شوید. شاید نبوغ قبل از آنکه جهان را دربربگیرد، مدتی نیاز به آرامش دارد!

۴. استیون هاوکینگ، فیزیکدان نظری و کیهان‌شناس

04_Steven Hawking

بزرگترین موفقیت او چیست؟ زندگی! زندگی کردن برخلاف همه‌ی تناقض‌های موجود، هشدارها و پیش‌بینی‌های پزشکی، برخلاف طبیعت بدن انسان و برخلاف سرنوشت. قدرت اراده‌‌ی او برای زندگی و نفس‌کشیدن، و آن چیزی که امروز هست، این مرد را به نمادی تبدیل می‌کند برای بیان جمله‌ی: «هیچ چیز غیرممکن نیست.» یکی از بزرگترین دانشمندان همه اعصار. اگر هاوکینگ تسلیم می‌شد و به ارگانیسم خود اجازه می‌داد شکستش دهد، ما امروز در این مرتبه‌ی علمی نبودیم.

۵. وینسنت ون گوگ، نقاش

05_Vincent Van Gogh

در حالِ حاضر یکی از تقریباً هشتصد نقاشی او، ارزشی معادل ۳۵۰ میلیارد تومان دارد. متاسفانه این هنرمند بزرگ، فرصت این را نداشت که مزه‌ی موفقیت و شکوه را در مدت عمرش بچشد. زمانی که او هنوز زنده بود، تنها یک تابلو را به یک دوست فروخت. با بیماری، فقر، و انزوا دست‌وپنجه نرم کرد. البته از آنجایی که همه ما می‌خواهیم تا زمانی که می‌توانیم از موفقیت لذت ببریم، آن را به دست بیاوریم، ونگوگ نمونه‌ی چندان دلنشینی نیست، ولی او درس تسلیم‌ناپذیری به ما می‌دهد. وینسنت شاهکارهایش را امضا کرد و اتفاقاً همان نقاشی‌های امضا‌شده هستند که به گنج‌هایی جهانی بدل شدند.

۶. استیون اسپیلبرگ، فیلمساز

06_Steven Spielberg

فکر می‌کنید این کارگردان معروف شکستی رو متحمل نشده؟ او می‌خواست فیلم‌سازی را یاد بگیرد. بنابراین برای دانشگاه فیلم کالیفرنیای جنوبی درخواست فرستاد. و البته رد شد. دوبار! آیا این مسئله او را متوقف کرد؟ آیا او را مجبور کرد که تسلیم شود و به دنبال شغلی در رستوران مرغ سوخاری کنتاکی برود؟ هرگز. برای یک مدرسه فیلم‌سازی دیگر درخواست فرستاد و حالا شما می‌توانید موفقیتش را ببینید.

۷. کلنل ساندرز، بنیانگذار KFC

07_Colonel Sanders

صحبت از مرغ سوخاری کنتاکی شد… شما مرغ سوخاری دوست دارید. نه؟ او هم همینطور. در شصت‌و‌پنج سالگی، بعد از اینکه (بنابر قانون کشورش) یک چک صد دلاری تحت عنوان حمایت اجتماعی به او دادند، آقای ساندرز فکر کرد باید به جهان نشان دهد که او صدقه‌بگیر نیست. او می‌توانست راه دیگری را انتخاب کند اما تصمیم گرفت برای ایده‌اش بجنگد. ایده‌ی جدیدی برای پخت مرغ. گروه هدفش چه کسانی بودند؟ رستوران‌هایی که مرغ او را درست کنند، مشتری جذب کنند، بفروشند و درصدی هم به او بدهند. تعداد دفعات ردشدن؟ بیش از هزار بار در همه‌ی کشور! تنها یک بار، یک فرصت یافت. و همه‌ی آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، ببشتر شبیه به افسانه بود.

۸. گروه بیتلز، گروه پرآوازه موسیقی

08_Beatles

نامه‌ی ردی که آنها از یک تهیه‌کننده دریافت کردند، به اندازه‌ی خود گروه معروف شد. در آن نامه، چیزی شبیه به این نوشته شده بود: «بیتلز، آینده‌ای در دنیای موسیقی ندارد.» اوممم… اما حالا میشه گفت آنها به نوعی دنیای موسیقی را دوباره پایه‌گذاری کردند. بیتلز، میلیون‌ها نفر را با ضرب‌آهنگ، کاریزما و ترانه‌هایشان که خون را در وجود طرفدارانشان به قلیان در می‌آوردند، هیپنوتیزم کردند.

۹. مایکل جردن، بسکتبالیست اسطوره ای

09_Michael Jordan

درس مایکل به ما، ساده و زیباست. تو تیمِ بسکتبالِ دبیرستان قبولت نکردن؟ مشکلی نیست. بهترین و معروف‌ترین بازیکن بسکتبال همه‌ی اعصار شو. آسونِ. اینطور نیست؟

۱۰. توماس ادیسون، مخترع و مبدع

10_Thomas Edison

اگر ادیسون در یکی از ۹۹۹۹ بار تلاشش برای ساخت لامپ تسلیم میشد، امروز زندگی ما چگونه بود؟ شاید تیره‌تر! اما این مخترع بزرگ دنیای ما نایستاد، نامید نشد، کارش را ترک نکرد. او مطمئناً به این لیست تعلق دارد، چرا که یکی از آن افراد ثابت‌قدمی است که ثابت می‌کنند موفقیت تنها یک فرآیند و یا نردبانی برای بالارفتن نیست، بلکه چیزی است که با صبر و پشتکار به دست می‌آید.

مهدی نوروزی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

 بی‌تردید شما فرزندان خود را دوست دارید. ولی آیا آنها هم می‌دانند که دوستشان دارید؟ بیشتر مردم فکر می‌کنند که عشق پدر و مادر به فرزند امری ساده، روشن و واضح است. شما هر روز عشقتان را به هزاران شیوه به فرزندتان نشان می‌دهید ولی گاهی کودک منظورتان را درک نمی‌کند. درست مانند اینکه به زبان دیگری سخن بگویید. حداقل سه زبان برای ابراز عشق وجود دارد: نشان دادن عشق، گفتن (بیان کردن) و نوازش کردن. در ادامه نکات سودمندی جهت درخشش عشق در زندگی فرزندانتان با توجه به سن آنها ارایه می‌گردد.

 


تا 2 سالگی، فقط عشق کودکانه


دکتر اسمیت، روان شناس، توضیح می‌دهد که ابراز علاقه و توجه به بچه‌های کوچک‌تر آسان تر است. بچه‌ها درک مستقیمی‌از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.


کودکان نوپا ممکن است همیشه درک نکنند که چه می‌گویید ولی والدین می‌توانند با صدای آرام و مهربان با کودکان گفتگوی مثبت داشته باشند. اغلب لحن صدای شما منظورتان را از کلماتتان بیان می‌کند.


ارتباط چهره به چهره نیز مهم است. گاهی والدین نمی‌دانند که کودکان چه درکی از چهره آنها دارند. به آینه نگاه کنید. ظاهر معمولی شما چگونه است؟ آیا خوشحال به نظر می‌رسید یا عصبانی و یا ناراحت؟ بچه‌ها را در آغوش بگیرید، ببوسید، نوازش کنید، لبخند بزنید و با آنها بخندید.


گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی، بسیار جالب است. این کار، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می‌کند.

 

در 3 تا 5 سالگی‌اش، عشق‌تان را به زبان بیاورید


روان شناسان کودک و خانواده معتقدند که پدر و مادر باید بیاموزند که چگونه پیام‌های عشق و علاقه خود را به کودکان برسانند. کودکی که دوست دارد مورد علاقه شما باشد، ممکن است بخواهد ظرف‌هایش را بشویید، برایش هدیه بخرید، اوقاتی را با او سپری کنید، برایش بستنی بخرید یا دوچرخه‌اش را تعمیر کنید. کودک در این سن دلش می‌خواهد جملاتی مانند: دوستت دارم، تو برایم مهم هستی، دوست دارم با تو باشم‌و... را از پدر و مادر بشنود. می‌خواهد والدینش او را در آغوش بگیرند، دست‌هایش را بگیرند و او را نوازش کنند.


وقتی به فرزندتان می‌رسید، به چشم‌هایش نگاه کنید، دست‌هایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله‌ها و کلمات است.

در 6 تا 8 سالگی برایش وقت بگذارید


پروفسوراندی بیل، مشاور و استاد دانشگاه، در مورد گفتگو و صحبت با فرزندان می‌گوید: «همه ما حس می‌کنیم که وجود علاقه ضروری است و گاهی فکر می‌کنیم که عشق را می‌توان با زمان معنی کرد.» توجه به این نکته مهم است که ما وقت کم داریم ولی باید نحوه اختصاص و برنامه‌ریزی وقت خود را انتخاب کنیم بنابراین والدین می‌پرسند که فرزندم به چه‌قدر زمان می‌ارزد؟


خوشا به حال والدینی که در دوران کودکی فرزندانشان اوقاتی را به آنها اختصاص می‌دهند زیرا کودک باید در چند سال آینده با بسیاری از مشکلات نوجوانی مقابله کند. چگونه تشخیص می‌دهید که چه پیام‌هایی را بفرستید؟ یک روش مهم، توجه به نوع ابراز علاقه کودک به شما و دیگران است. آیا او می‌گوید، «دوستت دارم»؟ یا کارهایی انجام می‌دهد که توجه شما را جلب کند؟ و یا برایتان یادادشت می‌نویسد؟ روش‌های زیادی برای ابراز علاقه وجود دارد. به روش ابراز علاقه فرزندتان توجه کنید. او را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او به دوچرخه‌سواری بروید و به لطیفه‌هایش بخندید.

 

9  تا 12 سالگی، سن احترام است


دکتر اسمیت توضیح می‌دهد: «به تدریج که کودک شما بزرگ می‌شود، ابراز علاقه به صورت گفتاری و رفتاری در می‌آید. کلمات و رفتار مثبت شما نشان می‌دهد که به او احترام می‌گذارید و متوجه این نکته هستید که او بزرگ شده است.» بیشتر ما زندگی پر مشغله‌‌ای داریم. بنابراین در حالی که به حرف‌های فرزندتان گوش می‌دهید، غذا بپزید، به اتوشویی بروید و کارهای معمول روزانه را انجام دهید. پروفسور اندی بیل تأکید می‌کند: «نه تنها باید به حرف‌های او «گوش کنید»، بلکه باید «توجه» نیز داشته باشید. نحوه گوش دادن به صحبت‌های فرزندتان، توجهتان را به او کامل می‌کند. خود شما گفتگو را شروع کنید و نه تنها واقعاً گوش دهید بلکه احساس کنید.«


وقتی زبان عشق تغییر می‌کند


همان‌طور که بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، این مراحل را پشت سر می‌گذارند و کمتر به ابراز علاقه به صورت در آغوش گرفتن و بوسیدن، تمایل نشان می‌دهند ولی همچنان به یادآوری علاقه شما نیاز دارند، تنها نوع ابراز علاقه تغییر می‌کند.


با رشد خانواده و کودک، بچه‌ها مایل‌اند بدانند که آنها را دوست دارید و برایتان ارزشمند هستند. اگر زبانشان را بدانیم می‌توانیم پیام‌های عشق را به آنها برسانیم. به طور مرتب به آنها ابراز علاقه کنید. اوقاتی را جهت گذراندن با آنها در نظر بگیرید و عصبانی نشوید تا ارتباط‌تان قطع نشود.


با هم غذا بخورید، کتاب بخوانید و علاقه خود را به آنها نشان دهید. همیشه در هر سنی به او بگویید دوستت دارم. گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی، بسیار جالب است. این کار، به ویژه اگر بدون حضور برادر یا خواهرش باشد، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می‌کند زیرا در مدت حتی 10 یا 15 دقیقه، توجه ویژه شما به او فرصت صحبت کردن، مرکز توجه بودن و همچنین توجه شما به حرف‌هایش را فراهم می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
مغز زنان در هنگام بارداری و بعد از تولد فرزندشان رشد می‌کند و همین عامل باعث باهوش‌تر شدن آن‌ ها می‌شود.
 
 
به این ترتیب این عقیده قدیمی‌که گفته می‌‌شد زنان در هنگام بارداری و بعد از تولد فرزندشان کم ‌هوش ‌تر می‌‌شوند، به طور کامل رد می‌شود؛ چرا که تحقیقات نشان می‌دهد در این دوران میزان مواد خاکستری مغز زنان افزایش پیدا می‌کند.
 
محققان سازمان روانشناسی آمریکا متوجه شدند مغز مادرانی که تازه صاحب فرزند شده‌‌اند به دلیل تعاملات جدید با نوزاد رشد می‌‌کنند و منحنی یادگیری مادر به سمت بالا صعود می‌‌کند.
 
محققان موسسه ملی سلامت ذهنی در مریلند، مغز 19 زن را که به تازگی صاحب فرزند شده بودند اسکن کردند. بعد از 4 هفته دوباره از مغز مادران عکسبرداری شد و محققان متوجه شدند حجم مواد خاکستری مغز در این مدت افزایش داشته است. این در حالی است که در انسان‌های بالغ معمولا ظرف مدت کوتاه چند ماهه، میزان مواد خاکستری مغز تغییر چندانی نمی‌کند، مگر آن ‌که آن‌ ها در حال یادگیری مطالب جدید باشند یا دچار آسیب مغزی یا بیماری شوند و یا محیط زندگی آن‌‌ها به طور قابل توجهی تغییر کند.
 
محققان معتقدند تغییرات هورمونی در بدن مادر و تلاش آن ‌ها برای ارتباط برقرار کردن با نوزاد تازه متولد شده و تامین نیازهای او باعث می‌‌شود تعداد سلول‌ های مغزی افزایش پیدا کند. از نواحی مغزی که بعد از تولد نوزاد تحت تاثیر قرار می‌‌گیرند می‌‌توان به قسمت‌های پردازش احساسات و پاداش، استنتاج، قضاوت و کورتکس پری فرانتال مغز اشاره کرد.
 
این در حالی است که مادرانی که بیش از دیگر زنان نوزاد خود را خاص، زیبا، ایده ‌آل، کامل و مانند این‌ها می‌‌دانند رشد مغزی بهتری نسبت به مادرانی دارند که کمتر این احساسات را در مورد فرزند خود دارند. رشد مغزی این مادران به طور خاص در قسمت‌‌هایی که مسئول پردازش و درک احساسات است بیش از دیگران به چشم می‌‌خورد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
جهت تحصیل در هر رشته ای علاقه و انگیزه مهم ترین فاکتور ها است.دوست عزیز اگر واقعا از زندگی و شرایط خود لذت نمی برید بهترین کار ایجاد تغییر اساسی است.نترسید.شجاع باشید و تصمیم بگیرید.هر روز روز تازه ای برای تغییر است.ه طور کلی هر رفتاری که انسان انجام می دهد معلول سه عامل انگیزه، نیاز و هدف است. به عبارت دیگر در کنار هر رفتاری مثلث انگیزه، هدف و نیاز به چشم می خورد. حال اگر عوامل جانبی موجب شود که انگیزه فرد کاهش پیدا کند یا عدم دوراندیشی و نداشتن شناخت لازم باعث ابهاماتی در تعیین اهداف گردد به گونه ای که فرد دچار سردرگمی و بی هدفی شود و انگیزه ای برای انجام فعالیت های علمی نداشته باشد علاوه عدم احساس نیاز یا عدم تشخیص نیاز می تواند از جمله علل بی تفاوتی و بی رغبتی به مطالعه شود بنابراین باید به دقت زندگی خود را مطالعه کنید تا دقیقا عواملی که باعث بی انگیزشی یا بی هدفی و سردرگمی شما شده شناسایی کنید و سپس با آنها مقابله منطقی کنید. برای کشف عوامل بی تفاوتی راهکارهای زیر را به صورت جدی عملی سازید. 1. گاهی اوقات اطرافیان و دوستان با بیان مطالبی از قبیل این که بعد از فارغ التحصیلی کار مناسب برای جوانان نیست انگیزه مطالعه و فعالیت های علمی را کاهش می دهد. برای رفع این مشکل باید از ارتباط با افراد منفی اجتناب کنید. 2. عدم علاقه به رشته تحصیلی می تواند موجب بی رغبتی و بی تفاوتی به مطالعه شود .رشته تحصیلی مورد علاقه را شناسایی کنید. 3. دوری از خانه و شهر یا محل سکونت نیز ممکن است برخی از افراد را دچار افسردگی و بی رغبتی به درس و مطالعه کند. 4. آب و هوا و تغییرات جوی نیز ممکن است تأثیر داشته باشد. 5. سوء تغذیه، مشکلات جسمانی یا روانی نیز در بی رغبتی تأثیر دارد بنابراین اگر در این زمینه مشکلاتی هست باید برطرف شود. 6. احساس اضطراب و نگرانی می تواند نشاط انسان را بگیرد. 7. عشق و علاقه افراطی به افراد خصوصا در این سن گاهی عامل ناهنجاری در تحصیل جوانان می شود. به توصیه های زیر عمل نمایید. 1. با افراد مثبت نگر، فعال، با نشاط و درس خوان معاشرت کنید . 2. روزانه نیم الی یک ساعت ورزش مورد علاقه انجام دهید. 3. از قرار گرفتن در تنهایی و بیکاری اجتناب کنید. 4. ریلکسیشن و مدیتیشن می تواند از نظر روحی کار مناسبی باشد. 5. از رفتن به محیط هایی که فکر و ذهن شما را می رباید اجتناب کنید. 6. در صورت امکان در فرصت هایی که چند روز تعطیل هستید یک مسافرتی را ترتیب دهید و با جمع دوستان مسافرت کنید تا یک تنوع در وضعیت زندگی شما به وجود آید. 7. برای اوقات شبانه روزی خودتان برنامه ریزی کنید و برنامه خود را جوری تنظیم کنید که جای خالی وجود نداشته باشد و برای همه اوقات خود کار خاصی را تعیین کنید. 8. از بروز اینگونه حالات مأیوس نشوید زیرا گاهی اوقات این نوسانات خلقی در انسان به وجود می آید. به عبارت دیگر حالات روحی و خلقی انسان یکنواخت نیست بلکه گاهی اوقات انسان غمگینی و افسردگی را تجربه می کند و این امری طبیعی است بنابراین نگران نشوید البته اگر حالت افسردگی بیش از 6 هفته ادامه پیدا کرد حتما به روان شناس بالینی یا روانپزشک مراجعه کنید. 9. از یکنواختی در روش مطالعه و زندگی اجتناب کنید و یک تنوعی در زندگی خود بدهید. 10. از تلقین این فکر که من روحیه مطالعه و کار ندارم یا من حال مطالعه ندارم اجتناب کنید بلکه به جای آن به خود تلقین کنید که همانطور که توانستم در کنکور قبول شوم می توانم با موفقیت تحصیلات دانشگاه را با موفقیت به پایان برسانم 11 . تصمیم بگیرید زندگی جدیدی را با پیدا کردن دوستان جدید و ایجاد فضای جدیدی برای تحصیل و زندگی ایجاد نمایید و با برنامه ریزی و انجام کارهای مثبت شور تازه ای به خود بدهید و به گذشته فکر نکنید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

من کلبه ی خوشبختی تو را روزی با گلهای شوقم فرش خواهم کرد

و قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت

تا بدانی عاشق ترین پروانه ات خواهم ماند . . .

 

اگر گل بودم تقدیم وجودت میشدم

اگر تار بودم آهنگ دوست داشتن را مینواختم

اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غمهایت را بشویم

دریغا که نه گلم ، نه تارم و نه بارانم

ولی هر چه باشم و هر کجا باشم بیادتم

.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
 

 بعد از زمستانی سرد و تاریک و خاموش و سپری نمودن روزهای سخت بی برگی و زردی و سکوت قمریان و خواب زمستانی حیوانات و کوچ پرندگان و بسته شدن پنجره ها بر روی سرما و گرفتن درزها و منفذها و پوشیدن کلاه هایی که فقط چشمان توان دیدن اندکی از ابری آسمان را داشت اکنون نوبت رقص نسیم نور و موج شور در طبیعت سبز و رنگارنگ هستی است. شور و شادی و شعف و نشاط و شیرینی شهد شیوای شیار شادمان شب بو بر ساز سلیم و ثمین نفس و انفاس سبوحی که قدوس و سبحان است طراوت طره طلیعه مطلای طرب انگیز بهار را نوید داده است و چه خوش فصلی است فصل بهار وصال یار صولت عشق و صدای پای صیادی که صدها روز مترصد آمدن صفای صلح و صمیمیت سیال لحظه هاست. زمینی که در زمستان از خود شادابی باقی نمی گذارد، با آمدن بهار بر خود می لرزد و دانه های نهفته در خود را آماده سر بر آوردن از میان خاک می سازد بطوریکه اگر انسان برای اولین بار بود که این تبدیل و تغییر نسبتاً ناگهانی را می دید انگشت حیرت به دندان میگرفت
تحویل سال و آمدن ربیع، انسان را به یاد عید باستانی نوروز و مراسم خاص آن می اندازد ضمن تبریک این عید باستانی بر همگان اجمالا نگاهی به تاریخ این عید سعید داریم

چرا نوروز را نوروز گفتند؟

در علت نامگداری نوروز تقریبا با توجه به ترکیب کلمه نوروز که از دو کلمه « نو » و « روز » تشکیل شده است، اختلاف نظری وجود ندارد؛ اما اگراختلافی است در شخصیتی است که این روز را نام نهاد. آنچه مسلم است این است که نوروز آغاز تحولی مثبت در جامعۀ آن روز بوده است. یا خسم نابود شد یا عدالت کسترش یافت و یا ...
مرحوم علامه مجلسی در بحار از قول ابوریحان بیرونی می نویسد « بعضی از حشویه گفته اند که وقتی سلیمان بن داود انگشتر خود را گم کرده بود، ملک و پادشاهی از او رخت بربست. اما بعد از چهل روزآن به وی بازگشت. بعد از آن شوکتش به او بازگشت و پادشاهان نزد او آمدند و پرندگان به فرمان او در آمدند و فارسیان گفتند: نوروز آمد. یعنی روز جدید آمد. و به این خاطر نوروز نام گرفت. که سلیمان به باد فرمان داد و پرستوها را به حضور پذیرفت...»
اینکه جمشید همان سلیمان باشد یا اینکه سلیمان نوروز را ایجاد کرده باشد مورد مخالفت برخی از مورخان قرار گرفته است.
ولی دانشمندانی مانند ابن مقفع ثابت کرده اند که این نشریه اشتباه محض است چه را که بین جمشید و سلیمان سه هزار سال فاصله است.
دهخدا علت نامگذاری نوروز این گونه ارائه می دهد که :
« ایرانیان باستان جشنی داشتند بنام فروردگان [ فروردیان ] و آن ده روز طول می کشیده. فروردگان که در پایان سال گرفته می شد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن و شادی، چنانکه بیرونی راجع به همین روزهای آخرسال در نزد سغدیان گوید: در آخر ماه دوازدهم « خشوم » اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحه سرائی کنند و چهره های خود را بخراشند و برای مردگان خوردنیها و آشامیدنیها گذارند.
ظاهراً به همین سبب جشن نوروز که پس از آن می آمده علاوه بر آنکه روز اول سال محسوب می شده روز شادی بزرگان بوده است. فردوسی که بدون شک مواد شاهنامۀ خود را مع الواسط از خداینامک و دیگر کتب و رسایل پهلوی اتخاذ کرده ، اندر پادشاهی جمشید گوید :

به فرکیانی یکی تخت سـاخـت                      چه مایه بدو گوهر اندر نساخت
که چون خواستی دیو برداشتی                  زهـامون به گردون برافراشـتـی
چو خـورشـید تـابان میـان هوا                       نـشـسـت بـر او شـاه فرمـانـروا
جهان انجمن شـد بر تخت اوی                        فـرو مـانـده از فـره بـخـت اوی
بـه جـمشــید گـوهر افشـاندند                          مـر آن روز را روز نـو خـواندند
سـر سـال نـو هـرمز فرودیـن                           برآسوده از رنج تـن دل زکیـن
بزرگان به شـادی بسیـاراستند                    من وجـام و رامـشگران سـاختند
چنین روز فـرخ از آن روزگـار                            بمانـده از آن خسـروان یـادگـار

دربارۀ پیدایش نوروز افسانه های بسیار نقل شده که هر چند اساطیر است اما تواتر آن اخبار وجه تسمیه نوروز و همچنین قدمت انتصاب آن به اعصار آریایی نیک آشکار می گردد.
یکی از آن افسانه ها به صورت زیر می باشد:
«... بعضی گفته اند که جمشید که او اول « جم » نام داشت و عربان او را « منوشلح» می گویند، سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید فرمود تخت مرصعی را بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشیند ، همینکه آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پید آمد، مردمان از آن شادمان شدند و گفتند این روز نو است...»
در آثار زبان فارسی بعد از اسلام هر جا که نسبت نوروز به جمشید نیست، شیوه سخن به گونه ای است که نسبت این جشن را به کیانیان می دهند.

 به هر حال نوروز حال ما را خوب میکند مابهار را دوست داریم و در انتظار بهار دلها نشسته ایم السلام علیک یا ربیع الانام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 اسفند 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

داستان خلقت زن :

 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.

فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟"

خداوند پاسخ داد:

"دستور کار او را دیده‌ای‌؟

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید."

 

خداوند گفت :

"نمی شود!!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."

"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.

تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد."

فرشته پرسید :

"فکر هم می‌تواند بکند؟"

خداوند پاسخ داد :

"نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه ی  زن دست زد.

 

فرشته پرسید :

"اشک دیگر برای چیست؟"

خداوند گفت:

"اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش."

فرشته متاثر شد:

"شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند."

زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.

همواره بچه‌ها را با مهر خویش بزرگ می کنند.

سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.

بار زندگی را به دوش می‌کشند،

و در عین حال  شادی، عشق و  نشاط به فضای خانه می‌پراکنند.

وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.

برای آنچه باور دارند می‌جنگند.

آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد.

زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.

کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند.

زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.

خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"

فرشته پرسید: "چه عیبی؟"

خداوند گفت:

قدر وجود خویش را نمی داند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 اسفند 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

در دعاها و مناجات ها و معارف اسلامی به کرات از ستار بودن خداوند سخن به میان آمده است یا ستار العیوب و یا غفار الذنوب یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح و یا در دعای کمیل می خوانیم کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته خدایا چقدر زبان مردم را به تمجید از من گشودی در حالیکه من لایق آن نبودم. اینها همه بدان دلیل است که بندگان خداوند نیاز به آرامش دارند اگر من بدانم شما چه خطاهایی مرتکب شده اید و شما هم از گناهان من مطلع شوید آن وقت نه من آرامش دارم و نه شما افزون بر این انسانها باید فرصت برگشت، جبران و اصلاح داشته باشند بسیاری از افراد هنگامی که وارد زندان می شوند دیگر فرصتی برای جبران ندارند زیرا همه مردم از خطای آن فرد آگاه گشته و فشار اجتماع و طرد و انزوایی که اجتماع در خود دارد او را تا ابد مجرم نگه خواهد داشت لذا بخشی دیگر از فلسفه ستار بودن ان است که من بدانم خطای دیروز را می توانم اصلاح کنم آبروی من محفوظ مانده است. اما از سویی دیگر در هستی یک موجود بیشتر نیست که حق مجازات و تنبیه و تأدیب دارد و آن خداوند است قرار نیست من عیوب شما را و شما عیوب من را مکشوف کنید حساب و کتاب و عتاب و عقاب از ویژگیهای حضرت حق است ما نباید احساس کنیم خدای زمین هستیم و افراد نافرمانی ما را کرده اند اجازه بدهید خود خالق وظایفش را یوم الحساب انجام خواهد داد. اما در باب ستار بودن خداوند واین که ما هم باید متخلق به اخلاق الهی بوده و ستار باشیم سخن بسیار است. متاسفانه گاهی اوقات ضد این خصوصیت در ما و در جامعه ما تعقیب و تحسین می شود افراد به دنبال مچ گیری و کشف عیب هستند و این با سیره اعل البیت و اولیای الهی نیز در تضاد است. بنابر این ما باید حتی اگر عیب کسی را بطور قطعی و یقینی متوجه شدیم آنرا آشکار نکنیم خود ما نیز دارای خطاها و فسادهای زیادی هستیم من به همه ی خوانندگان ارجمند این وبلاگ پیشنهاد می کنم مشی و روش خود در زندگی را بر ستر و پوشش بگذارید ستار باشید تا همه از شما احساس امنیت نمایند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
به اعتقاد و تجربه همه کسانی که بارها به پزشکان مختلف جهت رژیم لاغری رجوع کرده و از برنامه های متعدد رژیم تغذیه و لاغری استفاده کرده اند، رژیم زیر بهترین و سریعترین رژیم غذایی است. شما ظرف پانزده روز به طرز عجیبی لاغر می شوید این رژیم به شدت از سوی دختران و زنان کانادایی دنبال می شود 

روز اول

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + اسفناج پخته + 1 عدد گوجه فرنگی

شام : 300 گرم گوشت پخته یا کبابی  + کاهو + آب لیمو ترش


روز دوم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : 10 ورق کالباس مرغ + یک لیوان ماست کم چرب

شام : 300 گرم گوشت کبابی یا پخته +کاهو + آب لیمو ترش


روز سوم

صبحانه : یک فنجان چای + 2 عدد خرما

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو بدون آبلیمو

شام : سالاد کرفس +کلم + گوجه فرنگی + سس آبلیمو


روز چهارم

صبحانه : یک فنجان قهوه +یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک لیتر آبمیوه ترجیحا آب سیب یا هویج + یک لیوان ماست کم چرب

شام : 2 عدد تخم مرغ آب پز + هویج پخته رنده شده + 200 گرم پنیر رژیمی یا کم نمک


روز پنجم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک عدد ماهی پخته یا کبابی کامل + یک قاشق چایخوری کره + آبلیمو

شام : نصف سینه مرغ + کاهو + آبلیمو + روغن زیتون


روز ششم

صبحانه : یک فنجان چای + 2 عدد خرما

ناهار : 10 ورق کالباس مرغ + یک فنجان ماست کم چرب

شام : نصف سینه مرغ + کاهو + آبلیمو + روغن زیتون


روز هفتم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + یک ورق کالباس + کاهو

شام : سالاد کلم + گوجه فرنگی + سس آبلیمو + یک عدد میوه


روز هشتم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو + آبلیمو

شام : 300 گرم گوشت کبابی یا پخته +کاهو + آبلیمو + یک عدد میوه


 روز نهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : نصف سینه مرغ پخته یا کبابی + کاهو + آبلیمو

شام : سالاد کاهو + خیار + گوجه فرنگی + سس آبلیمو + یک عدد میوه


روز دهم

صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک لیتر آبمیوه ترجیحا آب سیب یا هویج + یک لیوان ماست کم چرب

شام : یک عدد تخم مرغ آب پز + یک هویج پخته شده + 200 گرم پنیر رژیمی یا کم نمک


روز یازدهم

 صبحانه : یک فنجان قهوه + یک حبه قند + یک ورق نان تست

ناهار : یک عدد ماهی پخته یا کبابی کامل + یک قاشق چایخوری کره + آبلیمو

شام : نصف سینه مرغ + کاهو و کرفس


روز دوازدهم

صبحانه : یک لیوان چای + 2 عدد خرما

ناهار : 2 عدد تخم مرغ سفت آب پز + یک هویج پخته شده

شام : نصف سینه مرغ + کاهو و کرفس


رژیم نگهدارنده

روز سیزدهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : گوشت یا مرغ پخته یا کبابی + گوجه فرنگی و سس آبلیمو + سالاد کاهو

شام : سوپ آب مرغ یا آب گوشت + 2 عدد نان تست + 2 عدد میوه


 روز چهاردهم

صبحانه : یک لیوان چای + یک ورق نان تست با عسل

ناهار : 5 ورق کالباس مرغ + گوجه فرنگی + 1 عدد خیارشور + 2 ورق نان تست

شام : نصف سینه مرغ + سالاد کاهو + خیار + گوجه فرنگی + یک عدد میوه


روز پانزدهم

صبحانه : یک لیوان شیر

ناهار : گوشت یا مرغ کبابی یا پخته شده + سالاد خیار و گوجه فرنگی

شام : سوپ آب مرغ یا گوشت + 2 ورق نان تست + 2 عدد میوه

 بعد از 15 روز میتونید بصورت معمول غذا میل کنید حتی شیرینی اما به اندازه ی کم اگه وزنتون تا 6 یا 10 ماه بعدش به اندازه 2 کیلو برگشت فقط 3 روز رژیم نگهدارنده رو بگیرید تا به وزن اولتون برگردین حتما در طول روز 5 لیوان آب بنوشید

رژیم بدون کوچکترین تغییری باید انجام بشه و اگه حتی یه آب نبات خوردید رژم رو قطع کرده دو ماه بعد شروع کنید اثر رژیم تا یک ساله

جای چای و قهوه نباید عوض بشه

اگه کامل رژیم رو انجام بدید 8تا10 کیلو وزن و 10تا15 سانت سایز کم میکنید

 ورزش موثر در این رژیم :

روزی 6 نوبت و هربار 11 نفس عمیق که معادل 3 کیلومتر دویدن است .

پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید و شکم و باسن را منقبض کنید  به وسیله ی بینی ریه ها را پر از هوا کنید و به آرامی دستها را بالا ببرید و تا 10 بشمارید بعد از راه دهان تمام هوا را خارج کنید و به آرامی دستها را پایین بیاورید هنگام خارج کردن هوا از ریه شکم و باسن را آزاد کنید

 

سس آبلیمو : 2 قاشق ماست + یک قاشق غذاخوری روغن زیتون + یک قاشق آبلیمو + نمک و فلفل

سوپ مرغ : یک لیوان آب مرغ + نصف فنجان سیب زمینی خرد شده + یک فنجان هویج خرد شده + نصف فنجان نخود فرنگی + کمی نمک و آبلیمو

 

غذاهایی که به جای گوشت قرمز و مرغ و ماهی و تخم مرغ میتوان استفاده کرد :

1-بورانی کدو : 2 عدد کدوی متوسط را حلقه حلقه کرده یک عدد گوجه فرنگی خرد شده و یک قاشق روغن مایع به آن اضافه کرده پخته با یک لیوان ماست بدون چربی میل کنید

2-بورانی اسفناج : نیم کیلو اسفناج را با کمی نمک پخته با یک لیوان ماست کم چرب میل نمایید

3-عدسی : یک فنجان عدس پخته را با کمی آبلیمو میل نمایید

4-گل کلم : یک چهارم گل کلم متوسط را با یک قاشق روغن جامد و یک لیوان آب و یک قاشق رب گوجه فرنگی پخته و میل نمایید

5-سالاد کرفس : یک لیوان کرفس خرد شده را به همراه کاهو و یک عدد گوجه فرنگی به همراه سس آبلیمو میل نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

نه تو می مانی و نه اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده


از: کیوان شاهبداغی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 دی 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

 اگر از من سوال کنند از بین این همه غزل های زیبای دیوان شمس(مولوی) کدام را انتخاب می کنی بی درنگ این غزل مورد توجه و لذت من و باعث ایجاد هیجان و انرژی تمام و کمال در من می گردد با هم با دقت و به آرامی می خوانیم آنجا که مولانا می فرماید خود زفلک برتریم وز ملک افزون تریم این نهایت شاهکار عزت و شناخت جایگاه رفیع آدمی است.

هر  طرف آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست

 

ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم

باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

 

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم

زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

 

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا

بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

 

بخت جوان یار ما ، دادن جان کار ما

قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

 

از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت

ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست

 

بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست

شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست

 

در دل ما درنگر هر دم شق القمر

کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست

 

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان

کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

 

بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم

ور نه ز دریای دل موج پیاپی چراست

 

آمد موج الست کشتی قالب ببست

باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 دی 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر   ، سپیدروی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها

چیست در کوشش بی حاصل موج

چیست در خنده جام  که تو چندین ساعت،    مات و مبهوت به آن می نگری

نه به  ابر،  نه  به آب،  نه  به برگ،  نه به این آبی آرام بلند،    نه به این خلوت خاموش کبوترها،

نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام،

من به این جمله نمی اندیشم

 

من مناجات درختان را هنگام سحر، رقص عطر گل یخ را  با  باد، نفس  پاک شقایق را در سینه کوه،

صحبت چلچله ها   را  با صبح، نبض پاینده هستی را در گندم زار، گردشرنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را می شنوم، می بینم، من به این جمله نمی اندیشم!به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت، همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو  بدان این را ، تنها تو بدان!

تو بیا، تو بمان با من، تنها تو بمان!

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب! من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند!

اینک این من که به پای تو در افتادم باز   ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر، تو ببند ! تو بخواه، پاسخ چلچله ها را، تو بگو !قصه ابر هوا را تو بخوان !تو بمان با من، تنها تو بمان!

در دل ساغر هستی تو بجوش!

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست،

آخرین جرعه این جام تهی را   تو بنوش!

"فریدون مشیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 دی 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()
اگر در محیط منزل و یا محیط کار خود فردی را می‌شناسید که همواره غر می‌زند، نق می‌زند، انتقاد می‌کند، بهانه می‌گیرد، پرخاشگری می‌کند، زود عصبانی می‌شود و زود هم پشیمان می‌شود، شاید حال او خوب نباشد، شاید دچار اضطراب باشد، پس سعی کنید او را به‌عنوان فردی که حال خوشی ندارد، درک کنید و در راه سالم ساختن او، به او کمک کنید و از هرگونه بگومگو یا فشار روحی و روانی به او به طور جدی خودداری کنید.
۲) اگر این فرد، محصل یا دانشجو است، باور کنید که این اضطراب می‌تواند مانع یادگیری و یا به خاطر سپردن مطالب گردد. بنابراین، او را به خاطر درس نخواندن‌ها و یا عدم موفقیت‌ها در کار یا تحصیل سرزنش نکنید، بلکه هر چه زودتر برای درمان او اقدام نمائید.
● علل پیدایش اضطراب در فرد
۱) عوامل وراثتی
۲) تجربه‌های تلخ سال‌های گذشته
۳) محیط ناآرام، عصبی و پرفشار
۴) داشتن افکار منفی و بودن در گذشته‌های دردناک
اثرهای مخربی که اضطراب بر روی تفکر و رفتار، احساس و در نهایت جسم ما میگذارد:
۱) اعتماد به نفس را به شدت کاهش داده و انسان را بدبین می‌سازد.
۲) موجب اختلال در تمرکز حواس می‌گردد.
۳) قدرت تصمیم‌گیری و اراده را از انسان سلب می‌کند.
۴) یادگیری و حافظه را دچار مشکل می‌سازد.
۵) از کارائی فرد کاسته و سبب می‌گردد تا او دیگر فرد مثمرثمر و سودمندی نباشد.
۶) یا بیش از حد به برخی از مسائل می‌پردازد (وسواس) و یا بیش از حد به برخی از امور، بی‌توجه می‌شود. (بی‌تفاوتی)
۷) عملکرد شغلی و اجتماعی فرد را مختل می‌کند.
۸) فرد را بیش از حد به دیگران وابسته می‌سازد.
۹) با از دست دادن و یا کم شدن اعتماد به نفس، احساس ناتوانی به فرد دست می‌دهد.
۱۰) در انجام امور و تصمیم‌گیری‌ها، قاطعیت و اطمینان را از فرد سلب می‌کند.
۱۱) به‌دلیل کاهش اعتماد به نفس، فرد را دچار خود کوچک بینی ساخته، طوری که دیگر توانائی‌ها و توانمندی‌های خود را در انجام امور باور ندارد.
۱۲) فرد را دچار احساس گیجی، سنگینی و سردرگمی می‌کند.
۱۳) توان کنترل خشم را از بین می‌برد و فرد به شدت عصبانی و خشمگین می‌گردد.
۱۴) فرد را به طور کامل، ناتوان و تسلیم می‌سازد. به طوری که، دیگر قدرت مقابله با مشکل‌ها یا بیماری‌ها را در خود نمی‌بیند.
۱۵) احساس ترس فراگیر در وی ایجاد می‌شود. ترس از دست دادن خانواده، ترس از دست دادن مال، ترس از دست دادن سلامتی، ترس از دست دادن فرد یا افراد مورد علاقه و یا ترس از هم پاشیدن خانواده که به طور معمول نیز بی‌دلیل و بی‌اساس هستند. اما از آنجائی‌که می‌دانیم هر چیزی که مدت مدیدی افکار ما را اشغال کند، در نهایت، در زندگی ما ظاهر می‌گردد و ”از هر چه بترسیم، سرمان می‌آید“؛ ما با اندیشیدن مداوم به این مسائل، خدای ناکرده آن‌ها را در زندگی خود می‌آفرینیم.
۱۶) احساس مرگ زودهنگام و یا دردی بدون درمان در او ایجاد می‌گردد.
۱۷) ایجاد احساس خستگی، کوفتگی و ضعف جسمانی پدیدار می‌شود.
۱۸) ایجاد سردرد، درد در قفسهٔ سینه، درد پاها و یا دست‌ها، درد شکم، سوءهاضمه یا بی‌اشتهائی و کم‌خوری که منجر به لاغری مفرط گشته و یا پراشتهائی و پرخوری که منجر به چاقی مفرط نیز می‌گردد.
۱۹) موجب بروز اسهال و یا یبوست‌های پی در پی و مزمن می‌گردد.
۲۰) محیط خانه و کاشانه نیز به طور کامل، ناشناخته است و هیچ‌کس نمی‌خواهد با این فرد مضطرب کنار بیاید که آن هم به‌دلیل امواج بالای فرد مضطرب است و انرژی منفی که در هاله و محیط پیرامون خود به‌دلیل پرداختن به افکار منفی و احساس‌های منفی ایجاد کرده است.
اما دیگر نگران نیستیم، زیرا می‌توانیم با فعال کردن انرژی خوددرمان‌گرِ آلفا در خود، خود را درمان کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 آبان 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

خدایی را که به اجبار به یاد آوری بی اختیار فراموشش خواهی کرد.

اگر قرار بود با بخشیدن کسی کوچک بشود خدا اینقدر بزرگ نبود.

بیشتر از اینکه به فکر مچ گیری باشید به فکر دست گیری باشید این روش و منش خداوند است.

عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می کنیم. یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله این جمله دوزخیان در آخرت است.

دقت کردید آنهایی که دهن هایشان خیلی باز است ذهن هایشان بسته است و انهایی که ذهن های بازی دارند دهانشان کمتر باز می شود. امام حسین فرمودند سکوت مایه زینت انسان است الصمت زین.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 آبان 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()

آیت الله سید علی آقا قاضی طباطبایی را می شناسید او مزارش در وادی السلام نجف اشرف زیارتگاه مومنین است وی گذشته از اینکه یک عارف عظیم و موحدبزرگی بود عرفا و علماء برجسته ای را هم تربیت نمود که یکی از آنها امام خمینی است و دیگری صاحب تفسیر المیزان علامه طباطبایی است. بی شک همه در مراتب عرفانی این شخصیت بزرگ اتفاق نظر دارند یکی از شاگردان ایشان آیت الله بهجت بودند من دیشب از آیت الله بهجت(در یک نماهنگ کوتاه) شنیدم که ایشان فرمودند آیت الله قاضی طبابایی می فرمودند اگر کسی بخواهد توسعه رزق و روزی پیدا کند و اگر کسی بخواهد همیشه در کارهایش سعادتمند و عاقبت بخیر گردد و اگر کسی بخواهد همه ی خوبی ها و خوشی ها شامل حالش گردد یک راه دارد و ان نماز اول وقت است بعد از ایشان سوال کردند نماز ی که با حضور قلب و اینها یا به جماعت باشد ایشان فرمودند خیر فقط همین که شما مقید باشید بر خواندن نمازهای واجب در اول وقت کافی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 آبان 1392 :: نویسنده : احمد عباسی
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3